عید نوروز میرسد از راه
شادی از روی خانه میبارد
پدرم با چه دقتی دارد
بوتههای بنفشه میکارد
مادر مهربان من از صبح
شستشو کرده هر چه را بوده
پرده را شسته، شیشه را شسته
نیست در خانه، ذرهای دوده
تازه وقت غروب هم مادر
خسته، اما برای شادی ما
مینشیند لباس میدوزد
تا بپوشیم روز عید آن را
عيدت مبارک سوییتی
سلام دوست عزیز
راستش بخوام بگم بفرمایید لطف کنید بوکم رو بخونید خیلی سخت میشه، چون بوک زیاد دارم از جمله ترجمه ی رمان مای پلیسمن.
پس به همین یه پیام بسنده میکنم و میگم" از مهربونیت میخوام که اکانت من رو حمایت کنی. چون زحمت زیادی برای هر چیزی که پابلیش میکنم کشیدم. و قول میدم حوصله ات رو سر نبرم؛)"
@sonyia_directioner