@nsathewriter
کتاب خوندن راه خوبی برای مشغول کردن و دور کردن افکار از حوادث اخیر هست
من خودم هم چندتا کتاب خوندم
اگه کتاب شاید عروس دریایی رو نخوندی پیشنهاد میکنم بخونیش
در مورد دختری هست که با دوست صمیمیش کم کم غریبه میشه و در نهایت قبل از برگشت به روابط قبلی خودشون ، دوستش رو از دست میده و هیچ وقت هم وقت خداحافظی ازش رو پیدا نمیکنه
این دقیقا همون بزرگسالیه که ازش میترسیدم
اون موقع ها که تازه با کیپاپ آشنا شده بودم
بزرگتر از خودمو که میدیدم دیگه با زندگیش مشغول شده و دیگه پیگیر هیچ چیزی از کیپاپ نیست، با خودم فکر میکردم که آخه مگه میشه آدم پیگیر چیزی که دوست داره نباشه ؟ اصلا مگه چقد زمان میبره چک کردن اخبار ؟
ولی حالا که خودم دارم بزرگ میشم ، مشغول به کار شدم و دغدغه های دیگه ای توی زندگیم دارم، اون بزرگتر هارو میفهمم! حالا من دیگه هیچ اخباری از کیپاپ رو دنبال نمیکنم. شاید چند ماه بگذره تا بفهمم یه آهنگ جدید اومده (به لطف اینستا). دیگه فیکشن نمیخونم! با اینکه فیکشن خوندن یه جورایی بخشی از روتین زندگی من توی این ۶ سال بوده. همه چیز عجیبه و نمیدونم این خوبه یا بد. تا همین دو سه ماه پیش هنوزم داشتم تو رویاها زندگی میکردم و تخیلاتم و دوست داشتم. اما دو سه ماهه همه چیز رنگ و بوی واقعیت گرفته و من بیشتر از هر زمان دیگه ای دارم توی واقعیت زندگی میکنم و حتی بهش فکر میکنم و براش برنامه میریزم.
@nsathewriter
تفاوت بزرگسالی با نوجوانیه دیگه.با بیشتر شدن سن دغدغه هامون هم بیشتر میشه.این نشونه خوبیه نشون میده واقعا داریم بزرگمیشیم و بچه بودن و بی دغدغه بودن رو میزاریم کنار.
@nsathewriter عاح عزیزم منم همینطور کاملا درکت میکنم
قبلا اینطوری بودم که امکان نداره اتفاقی بیفته و من خبر نداشته باشم و الان من از هیچ چیزی خبر ندارم و خب علاقه ایی هم ندارم اونقدر درگیر این اخبار بشم ولی همچنان به عنوان یکی از راه های در رفتن از این زندگی بهشون نگاه میکنم ولی نه مثل قبل
بزرگسالی چیز عجیبیه و جذابه و ترسناک
@HooraY01@nsathewriter
عزیزانمممم ^-^
خسته نباشید
شما دارید آینده ی ایران رو پرورش میدید
موفق باشید
و اره واقعا خیلی سخته امیدوارم انرژی بگیرید از پیامم و این راه سخت و طاقت فرسا رو به خوبی به فرجام برسونید
موفق باشیددددددد