⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⋆┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈⋆
🪔افسانهها میگفتن روزی که آرالِل بالهاش رو باز کنه تاریکی همه جا رو فرا میگیره. درست انگار که کل سرزمین به ناگهان درون سیاهترین شب سال فرو رفته باشه.
و من تنها کسی بودم که باور داشتم آرالل سالهاست که بالهاش رو بر فراز آسمون دنیای ما گشوده.
دنیای ما تاریکتر و سیاهتر از این نمیشد...
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⋆┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈⋆
🕯🕰 چنل تلگرام⇠
┏ ┈ ‒ ┈ ✽ ┈ ‒ ┈ ┓
❦🧚♀️ @fairydustfic 🧚♀️❦
┗ ┈ ‒ ┈ ✽ ┈ ‒ ┈ ┛
- انضمDecember 13, 2018
قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
سلام بچههای طفلکیم که آخرم یه داستان کامل ندادم دستتون(هرمس از اونجا داره چپ چپ نگام میکنه که پس من بوقم؟) دیدم یه دو سه نفر پیام داده بودین خواستم بگم من واتپدم کلا ترکیده بود و هرچی میرفتم توش کل...عرض جميع المحادثات
قصة بقلم papilio2
- 1 قصة منشورة
Mr. Kimchi & the Crazy Omega Next...
56K
82
1
🕸 𝙼𝚛. 𝙺𝚒𝚖𝚌𝚑𝚒 🕸
&
🐞ᴛʜᴇ ᴄʀᴀᴢʏ ᴏᴍᴇɢᴀ ɴᴇxᴛ ᴅᴏᴏʀ🐞
کاپل: هونهو 🐾
ژانر: امگاورس/ رومنس/طنز �...