آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد
گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
عیدتون مبارک باشه
بهترین هارو براتون آرزو میکنم در کنار خانواده
لیامم....
تدی بر شیرینم
نمیخوای برگردی بگی که سالمی؟
لیام من تا لحظهی مرگم منتظر برگشتت میمونم خرس عسلیم
کاشکی به این دلیل به فندوم برنمیگشتم...
کاشکی بودی
کاشکی خنده هات رو میتونستم بازم بشنوم
زندگیم رو بردی با خودت لیومم
دلم برات تنگ میشه
نمیدونم چجوری باید باور کنم
همیشه به یادتم عزیزِ جانم...:)
در آرامش باشی شیرین تر از جونم