MadBlack77

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

Hanai_2003

اوهایو ᵔ.ᵔ بین فالوورای نویسنده ی تیکولا و آلفا پیدات کردم"خواستم بهت اطلاع بدم که داره بوکا رو توی تلگرام آپ می کنه و اگه دوست داری بخونیشون به ناشناسش پیام بده
           خوشحال می شم اونجا ببینمت  ᵔ.ᵔ 

stella_singola

@Hanai_2003 من تو گروهش هستم و دنبالش می‌کنم عزیزم، ولی باز ممنونم که گفتی
Reply

icarusinterllude

اوهایو گوودی (˶ᵔ ᵕ ᵔ˶)
          میدونی من با نهایت ذات کارآگاه‌بازیم تونستم تو رو پیدا کنم و وقتی فهمیدم از aot فیکشن میخونی یه دونه در حال آپلود برات آوردم. اگر توی این زمستون وقت براش پیدا کردی، نظرت رو بهم دربارش بگو و در کنار این‌ها حتما مراقب خودت هم باش و سالم بمون⋆⁺₊❅⋆
          
          https://www.wattpad.com/story/309121471?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=icarusinterllude&wp_originator=cMSRbuFeEytTuKxGzB4LOkE7hRth4QbVk14vM20W1dVGy0%2BCmYnxYom%2F6cscM549jNMmRxGsc%2BKuBisDXjD%2F%2FBXVrSZNR96O40ZgrZfxtFp1O4a4EUqgBBI1R18LdtlV