theycallmebluesky
Yoruma BağlantıDavranış KurallarıWattpad Güvenlik Portalı
من: درحالی که دارم از خنده ریسه میرم
مامانم کخ مشکوک نگاه میکنه: خل شدی بچه؟
من: یه خط دیگه میخونم و از خنده کف و خون قاطی میکنم و مامانم همچنان مشکوک نگاه میکنه!
اشکامو پاک میکنم و با صدای نازک میگم: ماماان این دختره خییییلی باحاله!
مامان: کدوم دختره؟
من: اوا!
-اوا کیه؟
و با سوالش به دنیای واقعی برمیگردم. #خونبها
hellia_sh
@theycallmebluesky من : در حالی که صورتم در اثر خنده مخفی کج و کوله شده مامانم:که داره شبیه من دیده ها نگام میکنه و میگه چیشده من : هیچی دارم با دوستم در مورد پروژه شیمی حرف میزنیم الان دارم در مورد منظومه شمسی و صور فلکی فکر میکنم این قیافه متفکرمه مامانم : با نگاه عجب منگلی بدنیا اوردم نگام میکنه با اکراه میگه اوهوم
•
Yanıtla
Drmasterf22
سلام زیبا خوبی؟میشه رمانمو بخونی و نظرتو بگی؟؟رمان پر از وانشاته ورباره یک دختر ۱۸ ساله که خدمتکار شخصی یک مافیای هات میوفته:)✨️
https://www.wattpad.com/story/361698759?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=Drdarki1
he_callsme_Nahal
**صورتش رو جلو آورد و دستش رو آروم پشت کمرم برد...
با تپش قلب بالا نگاهش کردم که به سرعت اسلحه ام رو از کمرم کشید بیرون و با یه حرکت دستم رو پیچوند و به کابینت چسبوندم...
ضامن اسلحه رو خلاص کرد و روی شقیقه ام گذاشت و گفت: «فکر کردی اینقدر خرم؟ نمیفهمم واسه چی اومدی اینجا ...»
با استرس نفس نفس زدم و چشمام رو بهم فشار دادم که لبش رو به گوشم چسبوند و ادامه داد: «... لیلی کوچولو؟»**
سلام عزیزم (◍•ᴗ•◍)
اگه به ژانر عاشقانه - پلیسی خوشت میاد و دنبال یه رمان با موضوع جدید میگردی به این بوک سر بزن ♡♡
https://www.wattpad.com/story/275569065
sarawoodytoy
سلام خوشحال میشم اگه داستان من رو بخونی
رئا دختری است که در قلمرو میانی سرزمین خود زندگی میکند ولی زندگی او به یکباره تغییر کرد.
زمانی که برای یک ماموریت به قلمرو آسمان ها اعزام میشود و آنجا با فردی ملاقات میکند که قصد کشتن او را دارد و به همراه قدم های او مرگ نیز پا به سه قلمرو میگذارد و رئا باید راهی برای نجات خود و دنیای خود پیدا کند.
https://www.wattpad.com/story/276297349?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=sarawoodytoy&wp_originator=ZgZ6jh7rPz%2F1fP5vFt1dTBaMEa58tSIhvf5oA0CIGHTvlPNhzzgGGryy7%2BNwva8H4YPR7QwriYuFsBU0c6LJZI4zQg8nNX5boRgzU21LgO78wNrPR1Ja9jkykkONL69w
tinamzad
یه سر به اثرم بزن!
اگه از داستان های درام، جنایی و معمایی خوشت میاد:')
The wolf میتونه پیشنهاد خوبی باشه!
hellia_sh
آسی
یکی رو پیدا کردم شبیه مایک مورفیه
به ایناز لینک یوتیوبش رو دادم الان روش کراشه جررر
میخوای لینکشو واست بفرستم ببینی نظرته یا نه ؟
* خنده
azamiatena
سلام دوست عزیز!
امیدوارم که حالت خوب باشه♡
خوشحال میشم به رمانم سر بزنی و اگر دوست داشتی اون رو به دوستات هم معرفی کنی.❤
_من تو رو میخوام با تموم وجودم پس هیچوقت تنهام نذار!
+تا حالا نیمی از وجودت روجایی جا گذاشتی؟!
_نه!
+پس بدون منم نمیتونم بدون تو جایی برم!!!❤
https://www.wattpad.com/story/268710556?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=azamiatena&wp_originator=Is0cp%2FAnKkD1Lw90Fcqh9u2zadbPuETsW6%2BR036y0KLU%2FsxW2zVvxCHnqGQfOvSeqcMpIEYsiLh34ge7tzXdNHgHA16ika9hFxtTZempdWbvr4hwzZuiY79rJ%2FTYVCNj
myllight
سلام عزیزم امیدوارم خوب باشی
خیلی خوشحالم میکنی اگه به بوک اوکلند سر بزنی و نظرتو بگی ❣️
https://www.wattpad.com/story/259077359?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=maybemari&wp_originator=AuvplZNTCukjE2K%2FWceAuGah9joQCLgJns1dK1qHF0hf%2FOJmRcGwhPVhUEPS0bUBs7BKj5hAyq1rllRHh8mObj32VjRflToAjrd2uqhJ%2Bn8MzgoSVGPpC4oKijNS1Y9x
jdjkeowok
- بزرگ ترین ترسم توی زندگی شاید ارتفاع بود . میدونی چرا؟! چون هروقت روی یه ارتفاعی وایمیستادم ، پاهام سست میشد و از ترس اینکه بیوفتم چشمام رو میبستم..اما همهی این ترس ها قبل از اومدن تو توی زندگیم بود..تو که اومدی بزرگ ترین ترسم از دست دادن تو شد....
( تیکه ای از داستان )
سلام عزیزم!
خوشحال میشم به داستانم سر بزنی و اگه خوشت اومد به بقیه هم پیشنهاد کنی❤️⛅
https://www.wattpad.com/story/254947808
hellia_sh
و او فریاد میزند : وقتی میگم نوع قهوه ام رو دوست دارم به من نگو که قهوه ات مثل شراب تورو مست مست میکنه یا نه
چون تو نمیدونی که معتاد کافئین شدن یعنی چی
~تیکه ای از رمان~
سلام ببخشید من از دنیای تخیلی و عاشقانه رمان hel hel badam مزاحم میشم
می خواستم بگم که یه رمان تازگیا نوشتم که منتظره شما بخونیش و نظر و ووت بدی ♡
راستش میخوام برای اولین بار تو زندگیم با یکی صادق باشم
پس بزار بهت بگم که اینی که میبینی یه عاشقانه پر از صحنه نیست پس اگر دوست داری که شاهد عشق بازی ها ی زیادی باشی نخونش
چون رمانم قراره یه عاشقانه سافت در قالب تخیل و استعاره بهت نشون بده
و جونم برات بگه که این فف نیست و قراره نوع نوشتاریم این شکلی باشه که گفتگو ها گفتاریه و شرح وقایع و احساسات فرد به شکل ادبیه
مرسی از توجهت و امیدوارم به خواننده های رمانم بپیوندی