Sign up to join the largest storytelling community
or
شاید این غرور است که نمیگذارد به سمتت قدمی بردارم، اما اگر این بار هم تو به سمتم حرکت کنی، باور کن که تمام دارو ندارم را بر زیر قدم هایت میریزم.View all Conversations
Stories by weukil
- 2 Published Stories
The bloody lake swans
182
9
3
- ۲۴ مارس ۱۹۸۶ ؛ آخرین کلمات من برای تو.
سلامی دوباره از من برای تو که همیشه حبه قندی برای تلخی روزگارم بوده...