از نگاه دایانا
چشمامو اروم باز کردم به دیوار تکه داده بودمو چشمام خیس بود البته که این یه صحنه ی تکراریه اخلاقای من همیشه همین بوده من دختری نیستم که بتونم تو یه خانواده زندگی کنم یه سیگار از تو جیبم در اوردم و به السا که بهم خیره شده بود نگاه کردم
گفتم"چیه میخوای؟"
"معلمومه که نه جنده ی خیابونی"
یه پک زدمو تو فکرام غرق شدم و اولین حرفی که به زبون اومدمو گفتم:"جمع کن میریم پارتی"
السا:"اما!"
گفتم"خفه شو فقط برو اماده شو فهمیدی !!!"
اون یکم غرغر کردو رفت دختره ی لوس حداقل من اینطوری نیستم رژ مشکیما زدمو یه لباس مشکی پوشیدم کلید خونرو
ورداشتم
گفتم "السااااااااا بدو"
اون برعکس من یه لباس چهار خونه قرمز پوشیده بود دم در بودیم که صدایه هری اومد
هری:"کجا دارین میرین ؟"
با پررویی جواب دادم"مستر هری انگار واست روشن نشده که نباید تو کارایه من دخالت کنی ؟"
اینو گفتم یه پک از سیگاره جدیدیم زدم و دودشو توصورت هری پخش کردم و با نیشخند و یه بوس واسش فرستادم از در رفتم بیرون اما السا به جای اینکه مثل من خوشحال باشه انگار تو خودش بود
السارو مسخره کردم:" اخیی ددی هریت ناراحت شد ؟هوی امشب این شکلی نمیای اونجاها وگرنه میدمت دسته چندتا پسر بت تجاوز کنن "اون یه نیشخند زدو گفت: "فکر کنم قبلش من اینکارو کرده باشم ؟!:)"
-------------------------------------------------
عجب گوهیه این السا :|
اونجا که میخواست با دایانا بره پارتی نزدیک بود خامش بشم /:
چقدر اون دوتا احمقن دوتا دختره روانی رو به فرزندی گرفتن/:
راستی اون عجوزه ی توی قسمت قبل کی بود؟
حالا میفهمیم:>

YOU ARE READING
Phenomenon
Fanfiction-به نظرت کجا تموم میشه؟ -توی جاده,دقیقا همینجا -من نمیخوام تموم بشه -ولی ما خوب میشیم ❤ درمورده دوتا دختره که با یه خانواده ی گی زندگی میکنن البته انقدرا همه چی خوب پیش نمیره چون به هر حال گذشته روی همه ی ما تاثییر داره