Select All
  • Whisper of the wild
    37.9K 7.6K 21

    آشنایی تهیونگ، پسری که سال‌ها پیش از اجتماع انسانی فرار کرد و زندگی کوچکی برای خودش توی جنگل ساخته بود، با گرگ بزرگ جثه‌ای که بوی دردسر می‌داد، تقریباً خصمانه بود. اون مدتی می‌شد که توی جنگل از خودش رد به‌جا می‌گذاشت و توی زندگی و آسایشش گند زده بود؛ پس مهم نبود که اون فقط یه گرگه و طبق غریزه عمل می‌کنه، پسر جنگل هیچ...

    Completed  
  • RUN║KOOKV
    123K 18.4K 18

    «کیم‌تهیونگ و جئون‌جانا قرار بود به خواست هردو خانواده‌ با هم دیگه ازدواج کنن. همه هم چیز داشت خوب پیش‌ می‌رفت تا اینکه که پای برادر عروس به ماجرا باز شد...» ❈نام‌اَثر: |فــــرار کـن| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: طنز‌اجتماعی / عاشقانه‌ماجرایی / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [کامل شده]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته...

    Completed   Mature
  • «𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢|باریکه‌‌ای‌از‌نور✔︎»
    81.7K 10.5K 31

    [ اتمام یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:_ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️

  • 《Indemnity》
    307K 34.8K 41

    تهیونگ و جونگ کوک با هم ازدواج کردن ولی جونگ کوک هیچ علاقه ای به زندگی با تهیونگ نداره... از این رو دختر دایی کوک که عشق اولش هم محسوب میشه با اینکه میدونه اون ازدواج کرده داره از آمریکا برمیگرده تا با هم نامزد کنن... . . + فقط میتونم از قلبم خواهش کنم که ببخشتت و ازت متنفر نباشه . + دیگه هیچ حسی بهت ندارم... میفهمی؟ ...

  • Lips on your skin|Kookv
    360K 43.8K 33

    [] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! " - " یونگی هیونگ...

    Completed  
  • ▪︎FORCED MARRIAGE▪︎
    131K 15.2K 33

    ازدواج اجباری [Completed] ژانر : ازدواج اجباری-امگاورس-مافیایی-درام-امپرگ-رمنس-اسمات گاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : جنلیسا خلاصه داستان : تهیونگ با اعتماد به نفسی که عاشق پلاس بودن توی خیابونا و خوش گذرونیه و زور هیچکس بهش نمیرسه و جونگ کوک آروم و گوشه گیر که زیر زور خانوادش از همه ی علایقش گذشته و با کلی غم و درد زند...

    Completed   Mature
  • ₜₕₑ ₗᵢₑᵣ bᵤₙₙy...
    216K 25.4K 36

    بانیه دروغگو🌺 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎𝚜: 𝚖𝚊𝚏𝚒𝚊/𝚜𝚌𝚑𝚘𝚘𝚕/𝚑𝚊𝚙𝚙𝚢𝚎𝚗𝚍/𝚖𝚙𝚎𝚛𝚐/𝚜𝚖𝚞𝚝/𝚏𝚕𝚞𝚏/𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎/𝚏𝚘𝚛𝚌𝚎 𝚖𝚊𝚛𝚛𝚒𝚎𝚍/ ..... 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: @YukiS_08 start:1400/12/7 finish:1402/1/25 story: جونگکوک پسری که توی مدرسه گوشه گیره و به کسی کاری نداره در کل سرش تو کار خودشه.نفر ا...

    Completed  
  • 𝗧𝗵𝗲 𝗚𝗮𝗺𝗲 𝗢𝗳 𝗟𝗼𝘃𝗲'𝘀 𝗗𝗲𝗮𝘁𝗵 ᵃᵘ - ᵏᵒᵒᵏᵛ
    267K 51K 60

    𝙈𝙮𝙨𝙩𝙚𝙧𝙮, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 تهیونگ از اون نوجونایی بود که خودش رو با انواع و اقسام بازی‌های موبایل و کامپیوتری سرگرم می‌کرد و خب، مسلما وقتی لینک یه بازی ناشناس رو می‌بینه برای دانلود کردنش پیشتاز می‌شه. چی می‌شه اگر قرار باشه برای این بازی، جونش رو فدا کنه؟! ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ - تو اشتباهات زیادی کر...

    Completed  
  • ||𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧||
    178K 22.8K 35

    امپراطور جئون جونگکوک به لونا خودش کیم تهیونگ علاقه ای نداره لونا که دیگه نمیتونه این شرایط رو تحمل کنه تصمیم میگیره بدنش برای همیشه ترک کنه چی میشه اگر همزادش در دنیا دیگه کیم تهیونگ رییس قوی و قدرتمند کمپانی VBLوقتی از خواب پامیشه قیافه خودش رو تو آینه ببینه ولی تو بدن ظریف و زیبا لونا باشه ... قسمتی از داستان : نی...

  • sweet compulsion
    119K 14.1K 48

    completed "اجبار شیرین" از وقتی بابام توی دولت مشغول شد همه تلاشمو کردم وارد سیاست نشم غافل از این که سیاست خودش و وارد من... در واقع زندگی من میکنه.... couple: kookv genre: romance، fluf، happy and 🥇#kookv 🥇#gay 🥇#jungkook 🥇#گی 🏅#تهیونگ

    Completed  
  • white butterfly
    23.5K 3.4K 16

    "عشقی ممنوعه که حتی مرگ نتونست اون و به فراموشی بسپاره..." شاهزاده‌ای معصوم، فرمانده‌ای عاشق، و رازی که هیچ‌گاه فاش نشد. سرنوشت آنها به خون و درد آلوده شد. و حالا 600 سال بعد... شاهزاده ای که تو زمان سفر میکنه، معشوقه ای دوباره متولد میشه اما.. شاهزاده رو به یاد نمیاره...! "این بار می‌تونن سرنوشتو عوض کنن؟ یا باز هم...

  • 𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Kookv
    18.3K 1.4K 9

    خلاصه: جونگکوک مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته تهیونگ می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! تهیونگ صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که جونگکوک توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی تهیونگ رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و...

    Completed  
  • Who are you?
    364K 44.8K 59

    ☆ "جونگکوک: این سرگرمی جدید جذابه.. ازش خوشم میاد یونگی:بنظرم اصلا به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکن اینی که من میبینم کم کم هممون و تبدیل به سرگرمی میکنه...! " [تهیونگ برای گرفتن انتقام برادر دوقلوش از موقعیت خوبه درس خوندن توی امریکا میگذره و وارد مدرسه سه جونگ میشه...!] Couple:kookv Other Couples: chanbaek Gnre:action...

    Completed  
  • Monalisa | KOOKV
    20.3K 2.2K 25

    _کل اون زمان من اسیر بودم! قلبم بدجور اسیرش بود و سعی میکرد از هر راهی بتونه اون هیولای سرکش رو دوباره به یک انسان تبدیل کنه! ولی هر روز که بیشتر میگذشت درد سینه من بیشتر از زخم های روی تنم میشد! وقتی بهم گفت دوستم نداره از درون ترک خوردم ولی وقتی که رفت شکستم و فرو ریختم! حالا که رفتی زخم های تنم رو خوب کردم ولی ب...

    Completed  
  • .𝘽𝙡𝙪𝙚𝙗𝙚𝙧𝙧𝙮.
    18.2K 2.2K 8

    خب میریم که داشته باشیم: کیم تهیونگ پسر مافیای کره که به اجبار پدرش جانشین اون میشه با اینکه اصلا علاقه ای به این کار نداره و با وجود راز بزرگش به شدت اذیت میشه. و جئون جانگ کوک که به صورت جاسوس وارد عمارت کیم میشه. چی میشه اگر جئون راز تهیونگ رو بفهمه یا از همه بهتر تهیونگ متوجه بشه که جئون کیه؟ ..___________________...

  • BROKEN
    321K 39.5K 41

    [Completed] "به شوهرم نگو، ولی قراره ازش طلاق بگیرم" تهیونگ مست در حال گفتن این حرف ها به جونگکوک بود. کسی که در واقع شوهرش بود! Genre: romance, General, Drama, Slice of life Couple: Kookv Writer: ongiepills Translator: Helen___aw 🥇angst 🥇Lgbt 🏅boyxboy 🏅Kookv 🥇Fanfiction 🥇Jungkook 🥇fic 🥇taekook 🥇Romance �...

    Completed  
  • curio ┆KV ✔️
    29.3K 4.5K 14

    📱curio ↝ عتیقه - kookv تمام شده❗ •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ جونگ کوک هیچوقت فکرش رو نمی‌کرد اون دکتر سرد و اتوکشیده‌ای که برای مادربزرگ پیرش استخدام شده گی باشه! پس شروع کرد به دادن پیام‌های عجیب بهش... تا زمانی که مرد هم عجیب ترین پاسخ رو داد. •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ C: KOOKV. G:AU, COMEDY. •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈

  • Amnesia
    96.7K 14.2K 13

    [کامل شده] خلاصه: تهیونگ از رئیسش که همه کارای دنیا رو روی دوشش میندازه و بی وقفه بهش دستور میده خسته‌ست. برای همین وقتی جونگکوک تو یه حادثه رانندگی حافظه خودش رو از دست میده، تصمیم بزرگی میگیره. _کی هستی؟ _من همسرتم. * کاپل اصلی: کوکوی * کاپل‌های فرعی: نامجون و جیمین - ناممین| یونگی و هوسوک - سپ (کاپل‌های فرعی مومنت...

    Completed  
  • the glasses┆kv ✔️
    95.6K 15.3K 24

    📱 the glasses ┆٫ عینک kookv تمـــام شده ✔️ ⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋ جئون مارک، یک زندگی عادی داشت مثل تمام پسرهای بیست و چند ساله‌ی دیگه. با دوست‌هاش وقت می‌گذروند به دوست‌ دخترش می‌رسید؛ تا اینکه اون عینک رو پیدا کرد، عینکی که باهاش می‌تونست افکار ادم‌ها رو بخونه. ﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍...

    Completed  
  • Teach me
    246K 22.3K 30

    تهیونگ قراره با بهترین پسری که توی تمام زندگیش شناخته به زودی ازدواج کنه ولی تابحال هیچ چیزی رو جز بوسیدن با هوسوک تجربه نکرده و از طرفی هم میخواد توی رابطه با همسرش بهترین باشه. دوستش دکتری رو در همین زمینه بهش معرفی میکنه که توی این قضایا کمکش کنه. اما اتفاقاتی رخ میده که تمام معادلات بهم میریزه. Name: Teach Me Cou...

    Completed  
  • 🎭Puppeteer _ عروسک‌گردان 🎭
    148K 14.1K 20

    (Completed) _ نگو که فکر میکردی دیگه منو نمیبینی! قدمی سمت جونگکوک برداشت و با پوزخند غلیظی که روی لبهاش نقش بسته بود ادامه داد: _ فکر میکردی تموم میشه؟؟ باید احمق باشی من 12 سال عاشقت نبودم که به اون بچه ببازمت. _ حق نداری حتی بهش اشاره ای کنی... میفهمی؟! روبروش ایستاد و اجازه داد نفس هاشون فاصله کم بین صورت هاشون رو...

    Completed  
  • OBSESSED "KOOKV" (completed)
    760K 91.3K 77

    تهیونگِ دانشجو نمیدونست زندگی ساده و بی دردسرش به وسیله‌ی رئیس مافیای نیویورک به تاریک‌ترین سمت و سوی ممکن کشیده میشه. از همون شبی که بهترین دوستش جلوی چشماش به قتل میرسه. ژانر: عاشقانه، درام، مافیایی، اسمات کاپل: کوکوی تلگرام نویسنده: taekooki_lvee

    Mature
  • 𝐌𝐘 𝐒𝐈𝐒𝐓𝐄𝐑'𝐒 𝐂𝐑𝐔𝐒𝐇 |𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕|
    182K 28.6K 36

    |تکمیل شده| سعی کن دوباره دستت رو بلند کنی تا دیگه انگشتت هم به اون دوست دختر کوچولوت نخوره... این یه تهدید توخالی نبود، کیم تهیونگ میتونست حرف‌هاش رو عملی کنه! جئون جونگکوک از اینکه شاهد تهدید شدن یکی از معشوقه‌های چاپلوسش توسط اون پسر تازه وارد بود نهایت لذت رو میبرد. این داستان درباره کیم تهیونگه، کسی که مرکز توجه...

    Completed  
  • Unknown Hug
    75.1K 10.7K 18

    پایان یافته؛ جئون جونگ‌کوک، دلال مواد؛ انتظارش رو نداشت وقتی وسط رستوران درحال کتک‌خوردن از طلب‌کارهاشه، سروکله‌ی جفتِ اتوکشیده‌اش پیدا بشه و بدتر از اون... اون امگای آلفاطور جونگ‌کوک رو به پشمش هم نگیره و بگه: - سروضعت رو نگاه، یقه‌ی پیرهنت تا ناموس بازه، شلوارت از اون پاره‌پوره‌هاست و قیافه‌ات شبیه لات‌های پایین‌شهر...

    Completed   Mature
  • 𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦
    394K 53.2K 57

    「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه...

    Completed   Mature
  • game !
    31.8K 5.9K 27

    با ابروی بالا رفته به مرد که چاقو رو روی گلوی کوک گذاشته بود خیره شد و قهقه ای سر داد = پس تو فکر من تو دام تو گیر افتادم ؟؟ اشک فیک کنار چشمش رو پاک کرد و موهای بلندش رو بالا داد = کاملا اشتباه می کنی من تو این بازی نه برندم و نه بازنده ! بلکه من..... اسلحه رو سمت مرد گرفت و نیشخندی زد = سازنده ی این بازی ام ! **...

    Completed  
  • Power
    55.5K 6.8K 11

    ᯊ Powerقـدرت ؛ پایان یافته؛ کـیم تهـیونگ، امگـایی که بـه خوشگـذرونی‌ها و "بی‌بند‌وباری‌هاش" بیـن آلـفاهای پکش معـروف بود؛ با پیـداشدن جفتـش اصلاً انتظـار یه آلـفای مبتلا به لیتل‌اسپیس رو نداشـت! کسی کاملاً متضاد جفت رویاهاش بود. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، انگست، لیتل‌اسپیس، امپرگ

    Completed   Mature
  • Prince| KOOKV
    12K 1.4K 33

    _میخوای منو بکشی درسته؟ اصلا تو دلیلی برای اون رفتار های مسخره ای که توی دفترت نوشتی داری؟ یا فقط یه سادیسمی هستی که از کشتن آدما لذت میبره؟ جونگ‌کوک سری تکون داد و صورت خیس از اشک پسر رو با دست هاش قاب گرفت. پیشونیش رو به پیشونی پسر چسبوند و گفت: _تو... تو تمامِ منی تهیونگ؛ چطور تونستی همچین فکری بکنی؟ من عاشقت نی...

    Completed   Mature
  • SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK]
    181K 23.5K 53

    -Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی...

    Completed   Mature
  • Doll
    250K 31.1K 31

    ᯊ Dollعـروسـک ؛ «_ وجب به وجب تنت رو، هر وجبش رو مثل یه دین جدا می‌پرستم؛ تو دین منی، تو خدای پرستیدنیِ منی، تو قلب منی، جگر گوشه‌ی منی، یکی‌یه‌دونه‌ی منی، تو پسر منی، فقط من‌.» . . . | ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، مافیا، امپرگ، انگست. کاپل؛ کوکوی.

    Completed   Mature