My green clouds around your dark world |z.s|
دنیای ما بهم وصل شد.. همون جوری که باید میشد!
دنیای ما بهم وصل شد.. همون جوری که باید میشد!
"همه چیز از یه همخونه بودن ساده شروع میشه... ژانر:عاشقانه:داستانی،فان لری زیام واندایرکشن * . . . نه تو خری نه من. تو متوجهی که حس هری به تو بیشتر از یه یه حس دوستانس وهمراهی کردن او منطقیه اما رفتار تو نه..نه تا زمانی که باخودت روراست نیستی و این دقیقا دلیل اصلی ایه که دارم بهت این حرفارو میزنم. زین به لو نزدیک تر ش...
خطوط استرس و سیگار، سیاست و نقص فریاد و حرفای چرت من با خوبی فاصله ی زیادی دارم اما هنوزم تو، هنوزم تو منو می خوای Read with : Next to me_imagine dragons
-به نظرت هری و لویی برنمیگردن پیش هم؟ +نه فکر میکنم این بار دیگه واقعا تمومه! چی میشه اگه لویی و هری بخوان از هم طلاق بگیرن؟ داستانی که توش واقعیت جریان داره... 🔅ORIGINAL STORY BY @Misssummerrr 6 in #larrystylinson Started : [ 1401/1/5] Ended: [ ...] Written by misssummerrr Inspired by the movie Marriage story
دستش رو به سمت اسلحش برد خاطره هاش رو هدف گرفت انگشتش رو روی ماشه فشار داد... و با نوازش های مرگ از خواب بیدار شد!
لوییس تاملینسون.نمره الف رشته ی باستان شناسی ،پسرکوچولو و ریزه ای که تو سری خور بودنش بین المللی شده! پروژه ی بزرگی که قرار بود کل دپارتمان تاریخ باستان شناسی رو تکون بده و لویی تمام انرژیشو روش گذاشته بود ولی با یه کل کل ساده با استاد کلاس تمام زحمتش رو به باد میده و مجبور میشه تو یه پروژه ی جدید باورشو ثابت کنه... "...
•●♤زین یه امگای تنهاست که خونه و پکی نداره و آوارست. هرچند وقت یه بار توی پکی میره و پنهانی مدتی اونجا میمونه همه چیز از وقتی شروع میشه که پاش به یه شهر بزرگ، محل زندگی یه پک متفاوت و خیلی قدرتمند، میرسه... اون به هیچ وجه خبر نداره که سرنوشتش قراره توی این شهر رقم بخوره!♤●• ♤روزنهای به بوک: ○~•{تو یه نیمه شب سه ناش...
🌤Let me share, this whole new world, with you(: ⭕️Complete⭕️ خوشحالم که به بوکم سر زدی🤍 این یه امگاورسه که کاپلِ غالبش، لری هستن💙💚 🔞دارای محتوای بزرگسالان من روشام و ممنونم که همراهمی🍓
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
چهار شعبده باز خیابانی توسط شخصی ناشناس دور هم میان تا به عنوان گروه چهار سوارکار اجراهای گروهی داشته باشن ولی این اجراهای کوچیک برای هدف خیلی بزرگتری هستن
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
سالها پیش، لویی عاشق هری استایل میشود، او یک روز پیشاز رفتن از آن شهر، نامهای عاشقانه ی لای کتاب موردعلاقهی هنری میگذارد؛ این کتاب در کتابفروشی خانوادگی آنها قرار دارد. لویی چشم به راه میماند، ولی هری هرگز نمیآید حالا لویی بعد از سالها دوباره به شهر برگشته... او قرار است در همان کتابفروشی و درکنار هری مشغو...
_اگه اون گردنبند رو نمی خریدم تو الان اینجا نبودی، و من تا ابد از عشق میترسیدم. +تو از عشق نمی ترسی، از شکست خوردن در عشق میترسی!
لویی سال آخر دبیرستانه. و تمام تمرکزش روی درس و فوتبالشه تا با موفقیت بتونه از دانشگاه فوتبال "منچستر یونایتد" پذیرش بگیره. با وجود خانواده ای پیچیده ، مشکلاتش و آینده ی نامعلومش، تنها چیزی که فکرشو نمیکرد این بود که بزرگترین دشمنش اینجوری دلش رو بلرزونه! نه!!!! اینکه هری "دشمنِ بامنفعتش" بشه اصلا توی برنامه هاش نبود...
طی یه سوتفاهم، جایزهبگیرِ شهر کوچیک هملین، از دیار خودش فراری میشه و تو مسیر فرار کردن به اجبار از دشمنش کمک میگیره. ممکنه که بتونه از عطش انتقام اهالی هملین جون سالم به در ببره؟ چندبار باید از مرگ فرار کنه تا به آزادی برسه؟ این آزادی چه بهایی داره؟ ژانر: وسترن، ماجراجویی
[Completed] من گناهکارم ! گناهکاری که هرشب با خوندن انجیل از خدا طلب بخشش میکنه و با رسیدن صبح و دیدن چشمات توبش رو میشکنه ! آبی بینهایتی که حالا قرمزی خون اطرافشو احاطه کرده و کاری از دست من برنمیاد زیبای من. همه منو با این میشناسن که شفا دهنده ام اما حالا نمیتونم برای نیمه ی جونم شفابخش باشم ! نمیتونم لب هایی که شرا...
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
[On going] خلاصه: لوییزا شارلوت تاملینسون، شاهدخت و ولیعهد سابق سرزمین انگلستان، به دنبال از دست دادن اختیارات و حمایت پادشاه، متهم به تلاش برای به قتل رساندن ولیعهد وقت شده و مجبور به ترک انگلستان میشود. ------------------------------------------------------------------------------- اطلاعات: •زوج: لوییزا شارلوت تاملی...
[completed] 5th Work هری:تو نمی فهمی چقدر سخته وقتی...سعی کنی...سعی کنی...سعی کنی...ولی نتونی...من...خخ...خیلی...سس...عی کردم
[کامل شده] [زیام] به اندازهی شعرهایی که برای تو نگفتهام و بلد نبودهام که بگویم و به اندازهی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سرودهاند، هنوز هم برای ستایشَت حرفهای نگفته دارم.
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمیگردم و پیدات میکنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه میکنی؟
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
گفتند که تمام زندگی خلاصه در نفس هاست ؛ نفس های عمیق ، نفس هایی که از آغوش عشق وجودمان را پر میکند . چرا کلمات نمیتونن دردی که آدما میکشنو بیاد کنن ؟ هری استایلز پسرک ۲۴ ساله ای که مبتلاست به چندین اختلال روانی حاد . دوست پسرش لویی تاملینسون ۲۶ ساله که اونقدری با هری احساس راحتی نمیکنه تا جسارت کنه و بهش بگه باید درم...
در لندن هتلی وجود داره که زنها و مردهای زیبا مثل پرنده های تو قفس،ازشون نگه داری میشه و زندانی ها ی اون مکان ملزمن عمیق ترین و تاریک ترین خواسته های شما رو براورده کنن.......
تو مرگ برگزیدی و من آن را برایت زندگی میکنم... ﴾ a larry stylinson fanfiction based on sheyda's poems ﴿ ژانر: فانتزی، معمایی، ماجراجویی شیدای نور بودن در تاریکی، یعنی خواهان پایانی بی آغاز بودن؛ و این آغاز قصه پایان یک شیداست! _______________________________________________________ شهرت شیدایی در ایران، راهشو از طری...
طبق روال دو هفتۀ گذشته اومد رو پله های جلوی ساختمون کنارم نشست و سیگارمُ گرفت تا خودش بکشه. خندیدم و نگاهش کردم. پرسیدم: میدونی داری به خودت عادتم میدی عوضی؟ گفت تازه اولشه.
•| Completed |• و یک عاشقانه ای که پایان نخواهد داشت ... ( نری استوران ) داستان کوتاه ! • Short Story • • Narry Storan •
گردن بند هواپیمای کاغذی زندگی انسان ها رو عوض میکنه.اونها رو از ادمای ناشناس تبدیل میکنه به ادمایی مهم و به اونها زندگی خطرناکی میده که افراد خطرناکی اون رو احاطه کردن.اگر یک گردن بند هواپیمای کاغذی دریافت کردید با زندگی قبلی خودتون خداحافظی کنید. چه اتفاقی میوفته وقتی لویی یکی از اونها رو از فرد ناشناسی به اسم هری اس...