Mint green cookie🍃
+ ادمی که میبینی من نیستم ته. - تو جونگکوکی و جونگکوک رو به روی منه. + شاید من فقط توهم تو باشم. - مهم نیست تو توهم قشنگی هستی. +مثل شیرینی سبزا؟ -مثل شیرینی سبزا...:) کاپل: ویکوک.🍃 ژانر: درام، رومنس.
+ ادمی که میبینی من نیستم ته. - تو جونگکوکی و جونگکوک رو به روی منه. + شاید من فقط توهم تو باشم. - مهم نیست تو توهم قشنگی هستی. +مثل شیرینی سبزا؟ -مثل شیرینی سبزا...:) کاپل: ویکوک.🍃 ژانر: درام، رومنس.
𖤍 Couple : Vkook 𖤍 Genre : Mafia_romance_smut_Psychology - چرا باید همچین حسی بهت داشته باشم ؟چیزیه که نمیتونم بگم...نمیتونم توضیحش بدم. - تو توی من چی میبینی تهیونگ ؟ - نور جونگکوک...خیلی زیاد...هرگز همچین نور درخشانی ندیده بودم. هربار که میکشت، مرگ رو ملاقات میکرد .از نزدیک. مردمک چشمهای قهوه ای رنگش،به نرمی گشاد...
مقدمه: اگه کتاب زندگی جلوتون باز باشه چی مینویسین؟اتفاق های قشنگ؟موفقیت؟زندگی شاد؟ جونگکوک هم نوشت..از گذشته ، حال و آینده اش اما حتی اگه خودت سرنوشت خودت رو رقم بزنی بازم همه چی قشنگ نیست.. جونگکوک نمیتونست بخاطر تهیونگ خودخواه باشه.. پس داستانش رو عوض کرد.. /_/_/_/_/_/_/ چکیده ای از کتابِ جونگکوک: +این قانون طبیعته...
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut اپ: پنجشنبه ها خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو...
خلاصه: زمانی که فرانسه تحت اشغال نازیها بود، ارنست جئون به دنبال راهی برای آزادی کشوری بود که مدتها در سایه اسارت فرو رفته، اما اون نمیدونست که قراره وارد چه بازی خطرناکی بشه؛ بازیای که باعث شد تا قلبش رو ببازه... Name: Desolation Couple: Vkook Genre: Classic, romnce, smut Writer: Moonlight
𝐍𝐚𝐦𝐞:I need Chocolate.vkook 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook , namjin 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:Romance,Omegaverse,DramDay by day,Bl,smut 𝐔𝐏:Friday 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:#Alaris ﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉ همه چیز از اون شبی شروع شد که امگا عکسای جفتشو غرق در خون پیدا کرد و زمانی بدتر شد که فهمید مصوب این اتفاق شوهرشه شوهری که فقط چند ساعت بود به همسریش دراومد...
جانگکوک داستان بیماره...البته نه یه بیماری جسمی!یه بیماری روحی روانی به اسم social anxiety disorder یا اضطراب اجتماعی! اون تو ارتباط برقرار کردن و روابط اجتماعی صفره و از قضاوت شدن و مورد آزار قرار گرفتن میترسه... ولی شاید یه فرشته محافظ تو زندگیش بتونه اوضاع رو بهتر کنه...؟! کاپل:کوکوی،ویکوک زمان آپ:نامنظم پارتای اول...
وقتی دید جونگ کوک اسلحه شو بیرون اورده و به سمت تهیونگ گرفته ساکت شد . جو ترسناک و استرس زایی حاکم شده بود که باصدای شلیک تفنگ ترس کل وجودشون رو گرفت.... ♧ کاپل اصلی == کوکوی ♧ کاپل فرعی==یونمین ، نامجین 📌 فیکشن ترجمه هست . ♤completed♤ **ادیت نشده
✍︎انقدر دوست دارم که حتی عاشق معشوقت شدم، که اونطور میخندونتت"وجودِ" من. _________ ❄︎ دل نوشته های پسری به نام جونگکوک برای معشوقش، که هیچ وقت نتونست خودش اون هارو بدستش بده.پسری که فاصله زیادی با عشقش نداشت اما این فاصله فقط مربوط به خونه هاشون بود ،نه قلب هاشون. _________ "معنی تایتل:عشق یکطرفه یا شیدایی بیفرجام یا...
مولتیشات Vampire prey (تکمیل شده) افسرجئون زندگی عادی و بیدردسری داشت. حداقل تا قبل از دیدن اون مرد مرموز که ادعا میکرد از کشوری به اسم دوریات، که وجود خارجی هم نداشت اومده و 326 سالشه. ورود جونگکوک به اون دنیای عجیبوغریب تمام زندگیش رو دستخوش تغییراتی کرد، که همش تقصیر اون مرد بود؛ چرا که اون طعمهی خونآشامی ا...
「Cinderella ┆سیندرلا」 ✔️کامل شده ──╍╍╍╍── «این سرگذشت ما است. در این قصر نفرین شده ،هنگامی که من و تو در سینمای این کتاب گیر افتادهایم شاهزادهٔ من. بیا باهم بسازیمَش! و من به آن لحظهای قسم میخورم که در اغوشت نقش اول، و تو در حال بوسیدن من دومین را ایفا میکنی. اری امضا میکنم؛قلمم انگشت و جوهرم...
✧ پگاسُس | P̆̈egasus̑̈ ✧ [کاملشده] × رمان × ⋆ کاپل ↜ ویکوک / کوکوی ⋆ ژانر ↜ درام عاشقانه، کمدی، فلاف، روانشناختی ⋆ نویسنده ↜ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ⋆ همه چیز از یه قدم زدنِ شبونه، توی یکی از خیابونهای نهچندان معروفِ سئول شروع شد؛ و زمانی که تهیونگ در حالِ زمزمه کردنِ آهنگ انیمیشن مورد علاقهش -شرک- بود، میتونست قسم بخوره که...
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون ع...
-کوک... جونگکوک با بیشتر فشردن جسمِ دلبر رو پاهاش، به خودش، پیشونیش رو مماس با پیشونی اون پسر قرار داد و با چشمایی که داشتن از حس نزدیکیشون، بسته میشدن، صادقانه به احساسش معترف شد. -صدام که میزنی میمیرم... -پس دیگه صدات نمیزنم! ناراضی از شنیدن این جمله، اخم کرد و با لمس سطحی انگشتاش رو پوست لختِ کمرِ تهیونگ، بدون ا...
" میراث " دکتر کیمی که سعی کرده بود بعد از فوت پدرش تمام خانواده کیم را به دور هم جمع کند اما ... نوه ارشد کیم بزرگ که طی سال ها غیبش زده بود چی ؟ یک دایی مسئولیت پذیر ، برای برگرداندن خانواده اش تا اسپانیا هم میرود .... درسته ؟ اما واقعا آن پسر گمشده ، حاضر به پذیرفتن خانواده ای که روزی با پای خودش آنها را طرد کرد...
اسم فیم: آلفای هیولا کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین ژانر:مافیا، امگاورس،عاشقانه،اسمات جونگکوک دانشجویه شیطونی که همراه با جیمین دوست پایش کل دانشگاه و مدرسه رو به مسخره بازی گرفته بودم.اما الهه ماه دوتا آلفای خطرناک رو براشون انتخواب میکنه.
🔻آینه ها نقش بزرگی تو زندگی ما بازی میکنند ، با اینکه خود واقعیمونو به نمایش میزارند ولی با ظاهری فریبنده و کمی جیوه باعث میشن خودتو بهتر از چیزی که هستی ببینی و شاید حتی به این دروغ آشکار لبخند بزنی و سعی کنی اونو جایی ثبت کنی .... ولی مشکل از جایی شروع میشه که فریبندگی آینه ها تو رو غرق خودش میکنه و حالا این تویی ک...
completed "اجبار شیرین" از وقتی بابام توی دولت مشغول شد همه تلاشمو کردم وارد سیاست نشم غافل از این که سیاست خودش و وارد من... در واقع زندگی من میکنه.... couple: kookv genre: romance، fluf، happy and 🥇#kookv 🥇#gay 🥇#jungkook 🥇#گی 🏅#تهیونگ
خلاصه: جئون جونگ کوک پسر بیست و چهار سالهایه که چندین ساله تنها زندگی میکنه، یه روز توی راه برگشت از کارش به پسر زخمیای بر میخوره که حافظهش رو از دست داده و تنها چیزی که یادش میاد یه اسم و یه خاطره کوچیکه... جونگ کوک که نمیتونه پسر رو ول کنه، نگهش میداره تا حافظهش برگرده، قافل از اینکه این پسر قراره قانون هاش رو ع...
شیرین ترین گناه. کاپل : ویکوک ژانر : مافیا ، اکشن ، رومنس خلاصه : کیم تهیونگ و جئون جونگکوک، این بار روبروی هم در جنگی نابرابر قرار گرفتند. جنگ قلبها ... اعتمادی که نابجا شکل گرفت و سرنوشتی که قلب دو نفر را به هم گره زد... دو نفری که شاید دشمنان اصلی هم بودند ولی لذت این گناه شیرین را به جان خریدند .... ●●● _تو شیر...
. 〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ keep the water warm 〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ ▪️ Main Couple: #VKOOK . #KOOKV ▪️Genre: Romance. Dram. Angst. Smut ▪️Translat ▪️Up: Completed ( Season1) 🌼 آنچه خواهید خواند: "دیدیش؟" تهیونگ تکون نخورد "چیو دیدم؟" "دیدی چطور داشتی بهش نگاه میکردی؟ دیدی چطور داشت بهت نگاه میکرد؟" تهیونگ چشم هاش رو...
(پایان یافته) حسادت ،شروع این ماجرا بود ،اما همین کلمه ، سرنوشت خیلی ها رو تغییر داد ،با زندگی خیلی ها لی لی بازی کرد ....وقتی که عشق خواهر ناتنیشو پس زد باید منتظر عواقبش هم میبود ،عواقبی مثل دزدیدن زندگی تنها کسی که عاشقشی اونم تا آخر عمر ....با حکم دردناکی به اسم نامزدی !...... قسمتی از فیک _تهیونگ منو پس میزنه...
240714 • The Originality ⧽030424 [اِصالَت] •ژانر↵ امگاورس، پارانرمال، مافیا، رومنس، اسمات، (تا حد قابل توجهی) معمایی. •نویسنده↵ Parmin •کاپل اصلی↵ ویکوک هپیاند •در یک کلام: [قصه عشق ویلیام و کایان] -چیو میخوای ثابت کنی؟! +که دوستت دارم.. -و چرا باید حرفتو باور کنم؟ +اون موقع که عاشقت نبودم.. بهم اعتماد کرده بودی...
تهیونگ شاهزاده امگای مغروری بود که جز محافظت از کشور و مردمش به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکرد. از رؤیاپردازی که دست کشید دور دستهاش طناب دید و خودش رو اسیر "جئون جونگکوک" فهمید غرورش توی فریاد "زنده باد آناندا" این قبیله گم شده و حفاظت از هویت و مخفی کردن جنسیت ثانویهاش تنها چيزي که بهش فکر میکنه. "با نفرت و چشم...
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میا...
- تو منو دوست داری یا اصلا تا حالا دوستم داشتی ؟ + معلومه که داشتم . تهیونگ اخم کرد - چطور میتونی بهم شک کنی من تک ، تک لحظات زندگیم دوست داشتم هر لحظه که نفس کشیدی و کشیدم دوست داشتم هر بار که خندیدی هر بار که گریه کردی دوست داشتم و هر ۳۰ باری که باهام بهم زدی بازم دوست داشتم . نام فیک ~> مرگ گل سرخ 🥀 ژانر ~>...
گاهی خالق و مخلوق داستانی متفاوت خواهند داشت جنایت می تواند یک قداست باشد حقیقت یک مفهوم تحریف شده بیش نبود به مانند مذاهب و خالق مخلوقش را ستایش کرد
[Completed] {دسته جمعی یعنی حداقل چند تا نهنگ غمگین؟ پیدام کن، غمگین باش و دستمو بگیر وقتی میزنم به ساحل. دستهی من باش.} ᯾︎ •کاپل: ویکوک/کوکوی •ژانر: زندگی روزمره، رومنس، انگست، اسمات •روزهای آپ: پنجشنبهها، ساعت ۹ شب (اتمام یافته) ᯾︎
(completed) GENRES: OMEGAVERSE/ROMANCE/MYSTERY/MPREG/SMUT/ANGST COUPLES: VKOOK/YOONMIN/? قسمتی از داستان: ؟: باورم نمیشه دو ساعت مونده به مراسم عروسی برادرت بجای اینکه کمک کنی جشنمون خوب پیش بره اومدی بهمش بزنی؟ +دختره ی احمق بجای آبغوره گرفتن الکی مغز از کار افتادتو بکار بنداز میدونم سخته ولی تو یه جئونی و من هیچوقت...
با ابروی بالا رفته به مرد که چاقو رو روی گلوی کوک گذاشته بود خیره شد و قهقه ای سر داد = پس تو فکر من تو دام تو گیر افتادم ؟؟ اشک فیک کنار چشمش رو پاک کرد و موهای بلندش رو بالا داد = کاملا اشتباه می کنی من تو این بازی نه برندم و نه بازنده ! بلکه من..... اسلحه رو سمت مرد گرفت و نیشخندی زد = سازنده ی این بازی ام ! **...