Mag-sign up para makasali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwento
o
خب بچه ها پارت اخر و گذاشتم و دیگه سم من تموم شد باشد که رستگار شویدTingnan ang lahat ng mga usapan
Mga kuwento ni 𝓗𝓐𝓝𝓘
- 3 Nai-publish na mga Kuwento
𝐒𝐄𝐂𝐑𝐄𝐓
1.2K
306
14
صدای الارم گوشی بلند شد پس چشماشو باز کرد اما دیگه از صحنه ای که میدید دیگه
تعجب نمیکرد چون یکماه بود وضعیت ه...
وقتی باران همه چیز را شست
107
9
2
همه چیز از اون شب شروع شد...
اون شبی که ازت پرسیدم چرا اون کار احمقانه رو کردی
گفتی باید امتحانش کنم تا بفهم...
GOD OF LOVE
154
20
1
گاهی وقتا زندگی ارزش خودش و از دست میده و دیگه هیچ جذابیتی توش نمیمونه اما چاره ای هم به جز ادامه دادن به زند...