Sign up to join the largest storytelling community
or
بعضی شبها، آدم آنقدر خسته است که حتی گریه هم نجاتش نمیدهد…مینشیند، به نقطهای خیره میشود، و فکر میکند کِی همه چیز اینقدر اشتباه شد.دلش میخواهد حرف بزند، اما کلمات گیر میکنند، میان گلو و بغض...View all Conversations