پر و بالم را شکستند و هیچ یک حتی خم به ابرو نیاوردند....
شیشهای شکسته شدم که هربار ترمیم شد اما باز جای شکستگیها معلوم شدند....
کلاغی شدم سیاه پوش که به داغ کفن پوش شدن زمستان نشست
شاید این گونه بهتر بود مگرنه؟!
من از آن خدا و دنیایش فقط همین را دیدم شاید سرنوشتم این چنین است....
پر و بالم را شکستند و هیچ یک حتی خم به ابرو نیاوردند....
شیشهای شکسته شدم که هربار ترمیم شد اما باز جای شکستگیها معلوم شدند....
کلاغی شدم سیاه پوش که به داغ کفن پوش شدن زمستان نشست
شاید این گونه بهتر بود مگرنه؟!
من از آن خدا و دنیایش فقط همین را دیدم شاید سرنوشتم این چنین است....
خیلی متاسفم که ریدرای عزیزم رو منتظر گذاشتم و حتی خبرم مبنی بر او فیک ندادم
خیلی خیلی عذر میخوام که امروز آپ نداشتیم
چون واقعا با حجم درسا و غیره نمیتونم بنویسم
و خب در واقع من باید دوتا کنکور بدم هم اون و هم از یورک امتحانی ماهانم شروع شدن هر موقع وقت کردم حتما آپش میکنم
بازم خیلی خیلی عذر میخوام ):
سلام قشنگم!
من یه چنل راهاندازی کردم که قراره محل معرفی فیکشنها باشه — هم فیکهای خودم و هم فیکهای سایر نویسندهها. هدفم اینه که نویسندهها بتونن اثرهاشون رو ناشناس منتشر کنن و برای خوانندهها هم معرفیِ مرتب و شایستهای فراهم بشه.
اگر تمایل دارید فیکتون رو بهصورت ناشناس برای من بفرستید تا من توی چنل منتشر و معرفیش کنم، یا اگر علاقهمندید همکاری یا تبادل تبلیغ داشته باشیم، لطفاً به «ناشناسِ من» پیام بدید.
خوشحال میشم کمکتون کنم و چنل رو با هم بزرگ کنیم — اگه موافق بودید لطفاً چنل رو به خوانندههاتون هم معرفی کنید.
ممنون از وقتی که گذاشتید!
@StorieLuminoseBot