Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
نیازمند یک آغوش گرم....هرازچندگاهی به خودم نگاه می کنم می بینم تو خرداد ماه یه هودی زخیم پوشیدم،استیناش تا زیر انگشتام اومده چون ماله خودم نیست و یه ریزه بزرگه،دارم اهنگ آبی و طوسی،پروانه و فیک لاو...Lihat semua Percakapan