Înregistrează-te pentru a te alătura celei mai mari comunități de povestiri
sau
کسی به یاد اون فنفیکی که هزا و لوبر توی یتیم خونه باهم هستن و در نهایت لویی از پنجره هول داده میشه پایین و میمیره هست؟یا اون دایتان که لویی بعد پنج سال میره توی جنگل و یه پسر با لباس و دستبند های رن...Vezi toate conversaţiile
Povestiri de 그림자
- 2 povestiri publicate
آموزشِ علائم نگارشی
403
124
13
آموزش علائم نگارشی
«استعداد، منحصراً نوشته کامل و درستی رو به ارمغان نمیاره. »