eliman_rose
سلام بچه ها... :) میخواستم چیزی بگم
سه سال پیش وقتی این فیک رو استارت زدم دوستی بود که دوست داشتم خوشحالش کنم. میگفت کسی زیاد راجب یونگیو نمینویسه برای همین بعد از چندسال که آخرین فیکم رو تموم کرده بودم شروع کردم به نوشتن.
این دلیل اصلیم برای شروع بود و خب بعد از مدتی من اون دوست رو از دست دادم. نه اینکه خودش رو از دست بدم اما طی چند روز یا شایدم چند هفته همه چیز تغییر کرد و بدون اینکه بفهمم چطور اون رفت. و خب دلیل نوشتنم رفته بود...واتپد، یونگیو...و این فیک هنوزم یاد اون رو برام زنده میکنن.
هیچوقت نتونستم دوباره دست به قلم شم
و چشم به هم زدم و سه یا شایدم چهار سال گذشته.
اینکه الان تونستم دوباره به اکانتم بیام خودش یه معجزه ست چون گوشیم رو عوض کرده بودم و جیمیل و هیچی یادم نبود...
ببخشید که سرتون رو درد آوردم. پیام هاتون رو خوندم و واقعا ناراحتم که کسایی که انقدر فیکم رو دوست داشتن رو چند سال منتظر گذاشتم و باید صادقانه دلیل نبودنم رو بهتون میگفتم. راستش هنوزم نمیدونم کی قراره پیام بذارم و بگم قسمت جدید اپدیت شده.
الان که اومدم توی واتپد دوباره یاد خاطرات قدیم افتادم و اذیت میکنه منو
نمیدونم... بیاین صحبت کنیم
شاید بتونم دوباره خودم رو جمع کنم و داستان رو با کیفیت قبلی ادامه بدم...