elina1390yy
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
خوشگلا پارتهای همه فیکها قراره اپ بشه ولی یکم طول میکشه متاسفانه ولی وقتی اپ کردم چند تا پارتو با هم اپ میکنم امیدوارم ناراحت نشده باشید
YUMI_AYSAL
سلام کیوتچه:)
خوشحال میشم به فیک منم سر بزنی
I think you'd like this story: "Among the breaths! " by YUMI_AYSAL on Wattpad https://www.wattpad.com/story/403606749?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=YUMI_AYSAL
r_fraa_
سلام عرض ادب
معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
اگر ناراحت شدی پاکش کن
میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
با ژانره لیتل ددی و معمایی
بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
elina1390yy
خوشگلا پارتهای همه فیکها قراره اپ بشه ولی یکم طول میکشه متاسفانه ولی وقتی اپ کردم چند تا پارتو با هم اپ میکنم امیدوارم ناراحت نشده باشید
inthenameeofaurora
جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
-"من اون فرشتهای نیستم که تو تو خیالهات ساختی، لی مینهو... من زهر میریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف میکنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
حالا بگو، میتونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود میکنه؟"
اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع میشه ولی آرومآروم کشیده میشی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل میسازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora
aiaiainan
@elina1390yy مرسیییی
aiaiainan
الینا خیلی وقته پارت اپ نمیکنی چیزی شده
elina1390yy
@aiaiainan نه قربونت بشم فقط این چند وقت خیلی کار داشتم انشاالله چند روز دیگه آپ شروع میشه❤️
•
Reply
koook_d
سلام قشنگم ببخشید بدون اجازه اومدم توی مسیج بوردت ❤️❤️
واسه اولین بار دارم فیکی رو مینویسم که نیاز به حمایتت داره
ژانر: عاشقانه | انگست| کلاسیک
مکان: لندن، دههی ۶۰ میلادی
کاپل : هیونلیکس & مینسونگ
در خیابونهای خیسِ لندن،
میون چراغهای گازی و بخار قهوهی تلخ کافه ناتینگهام،
قصهای شروع میشه که کسی جرات نکرده حتی زمزمشکنه.
این، داستانِ آدمهاییِ که یاد گرفتن عشق رو پنهون کنن.
نه چون نمیخوان… چون دنیا بلد نیست بفهمه.
دفتر خاطرات من
قصه ی دوست داشتن نیست
قصهی "اجازه نداشتن برای دوستداشتنه
روایت روحهایی که توی هم غرق شدن، اما هر روز باید نقش غریبهها رو بازی کنن.
و با اینکه میدونن هر قدم بهسمت هم، تاوان داره…بازم قدم برمیدارن.
چون بعضی عشقها، اونقدر زلال و بینقابان که توی دنیای آلودهی ما، اسمش میشه: گناه.
و وسط همین تاریکی،
یه پروانهی آبی…
تو بادهای لندن میرقصه،
تا برسه به کسی که با نفسهاش زندگی میکنه.....
☕️
____
«تو… پروانهی آبیِ منی. حس میکنی؟
دنیا، وقتی نیستی، تاریکتره… صداهاش خفه میشن، انگار نبض لحظههام وایمیسته. نمیدونی چه جنون آرومی داره اسم تو…وقتی با صدای خفه توی گلو، توی دل شب، صدات میکنم. مثل کسی که تنها پناهش، نفس کشیدنه، حتی اگر اون نفس، درد باشه.
پس نرو… حتی اگه دنیا این خواستن رو خط قرمز کشیده،
حتی اگه هر قدم با تو، یه قدم به سقوط نزدیکتره…
بمون. با من.
تو تهِ این جهنمِ شیرین،
چون تو شدی نفسی که اگه نباشه…
هیچ هیونجینی باقی نمیمونه.»
شاید اون متنو بلند رو نخوندی ولی اگه خوندی و خوشت اومد
میشه فسکم رو بخونی و نظرتو بگی ؟
https://www.wattpad.com/story/395995140?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=koook_d
_MoonyMoa
* تق تق
سلام متاسفم بی اجازه تو مسیج بوردت پیام میزارم
خوشحال میشم اگه خوشت اومد بخونیش...
https://www.wattpad.com/story/399360163?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=_MoonyMoa
Tsukimoona
سلام زیبا
خوشحال میشم از فیک منم حمایت کنی
https://www.wattpad.com/story/399299144?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=Tsukimoona