• BergabungJune 24, 2016

Mengikuti


Cerita oleh ferferya
*جیغ* oleh ferferya
*جیغ*
داد زدم:اروووووووممممممم اما انگار گوشش بدهکار نبود پس منم دوباره جیغ زدم و بالشتمو بر داشتمو پرت کردم رو زمی...