Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
هر بار میام واتپد کلی خاطره برام زنده میشه:))))) ای کاش همه چی مثل همون ۷ ۸ سال پیش بود..دلم برای خیلی کسایی که اینجا باهاشون اشنا شدم و الان دیگ حتی منو یادشون نیست هم تنگ شده..ای کاش واتپد تو اپدیت...Lihat semua Percakapan
Cerita oleh 海
- 2 Cerita Terpublikasi
Trauma
77
19
2
نفس تو سینم حبس شده بود انگار هیچ راه فراری از این موقعیت لعنتی نداشتم اون پسر فلش بکی بود به خاطرات نحس گذشت...