Select All
  • Hurting me
    61.2K 9.8K 43

    تو همون شیشه‌ی شکسته بودی، ولی من هنوزم لمست میکردم با وجود اینکه میدونستم صدمه می بینم. •#1 Ziam

    Completed   Mature
  • The Melody In Fuss Of Flames
    11.6K 2.8K 55

    *ᴏɴ ɢᴏɪɴɢ*²⁰²² سایه ایی در بردفورد به راه افتاده که زندگی رو از پارگی های کمر زن ها بیرون میکشد. برقرار کردن تعادل بین تعقیب کردن صاحب این سایه با رسیدگی به دو جفت چشم آبی، برای کاراگاه دشوار تر شده. در خانه ایی نو که از ضربان قلبش بنا شده، جانی نو شکل گرفته که بی‌پروایی رو از دل استایلز‌ها ربوده. هر دربه‌دری، مرگ، خ...

    Mature
  • Alcohol Smell And Blood Trace
    27.2K 5.4K 48

    *ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ* ²⁰²¹-²⁰²² + لویی! اگه بدونی هرجا باشی پیشتم؛ گم بشی پیدات میکنم؛ جا بزنی عاشقت میکنم؛ بگی غیر ممکنه، ممکنش میکنم؛ درد داشته باشی میبوسمت؛ سردت بشه آتیش میشم؛ تب کنی درمون؛ بشکنی تیکه هات رو نگهت میدارم؛ اگه بدونی بری من برات میمیرم؛ میذاری یه جایی تو وجودت، کنار گردنبندت، واسه همیشه، توی قلبت باشم؟ ...

    Completed   Mature
  • acrobat[L.S](Completed)
    8.1K 2.3K 22

    من خندیدم و تو خندیدی... اما نفهمیدی که من به خاطر این می‌خندم که سال‌هاست دیگر گریه را به خاطر ندارم. کتاب اول Completed Edited

    Completed  
  • clown[L.S](Completed)
    4K 1.2K 18

    من خندیدم و تو خندیدی... اما نفهمیدی که من به خاطر این می‌خندم که سال‌هاست دیگر گریه را به خاطر ندارم. کتاب دوم Completed Edited

    Completed  
  • far from love [Z.M]°•°[L.S]
    110K 16.9K 75

    - الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل :...

    Completed  
  • Stupids
    117K 16.7K 49

    «احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction

    Completed  
  • Talking out loud
    102 15 2

    "خودم رو درحالی پیدا می کنم که دارم بلند بلند باهات حرف می زنم، به امید اینکه بشنوی." -Zayn

    Completed  
  • Sweet Grief
    139K 15.3K 58

    " به خونه‌ی من خوش اومدی پین کوچولو... قراره اینجا تبدیل به جهنمت بشه، طوری که برای فرار ازش مجبور بشی به خودم پناه بیاری..." کاپل: زیام (زین تاپ) ژانر: دراما، رومنس، انگست محدودیت سنی: NC 18+ کاور: ziam_malec

    Mature
  • LOVE OF MY LIFE [complete]
    1.4K 302 15

    •ziam fanfication •complete "عشق زندگی من تو واقعی هستی؟"

    Completed  
  • save me (ziam) (Completed)
    170K 19K 65

    ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن

    Completed  
  • eternal war جنگ ابدی
    37.8K 6.6K 47

    [کامل شده] ziam 🔞 حالا اون اینجا بود ... در حالی که از دست رفتن باکرگی پسر ۱۶ ساله رو به روش رو تماشا میکرد ... بدون اینکه حرکتی کنه ‌‌‌... بدون اینکه نجاتش بده. **اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند**

    Completed  
  • With Gain,There Is No PAYNE |ZIAM|
    68.9K 7.7K 48

    جلوی دوربینا همه چیز خوبه ! جذاب و دلفریب ... پشت دوربین چی؟ ۲تا پسر داغون ک هر لحظه نگران از دست دادن همدیگن

    Completed   Mature
  • Reborn // Ziam
    5K 805 18

    لیام بعد از دود شدنِ رویاهاش توی یک شب، از روی اجبار به شهر کوچیک و بی‌نام و نشونی نقل مکان میکنه تا تجربه‌ی یک زندگی ساده رو داشته باشه. اما اون شهر، راز تاریک و بزرگی رو توی دل خودش جا داده که این پسر رو ناخواسته درگیرِ خودش میکنه. Ziam Mayne Fanfiction. (Zayn Top) *June 17, 2024

    Completed  
  • ALEKTO [ziam]
    677K 88.2K 83

    ❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]

    Completed  
  • The Red Hills [L.S]
    2.7K 389 14

    آسمان با باران گلوله‌ها تداعی‌گر کابوسی دیرینه، مثل آخرین روز‌های بقای زمین بود و پوتین‌هایی که در دریاچه خون قدم می‌گذاشتن، اون مرد رو به وهمی از نشنیدن فرو بردن تا مجددا قلم که خارج از این تپه‌های سرخ از خون؛ سلاحی قوی بود رو به دست بگیره. "عزیز من؛ تعداد نامه‌هایی که برایت نوشته‌ام از دستم خارج شده. در دهکده‌های دو...

  • My husband,My sir[L.S]
    369K 46.2K 89

    _له کردن قلبی که صاحبشی توی مشتت انقدر راحت بود عزیزکرده ی آلفا؟ Larry BDSM husbands Mpreg ⚠محتوای داستان تجاوز،خشونت فیزیکی،فحاشی و... هست.

    Mature
  • CHANGE
    36.6K 867 43

    It's the day Directioners everywhere are screaming, the day that social media is exploding, it's the day where the world is going crazy. It's the the day One Direction are getting back together. *** Within the band tensions are high. Harry and Louis didn't exactly leave on great terms. But what on earth happened to L...

  • In Between [L.S] °Short Story°
    5.3K 530 6

    _میشه از اینجا برم؟ ×کجا بری؟ مگه جایی رو هم داری که بری؟ _تو منو به زور نگه داشتی ، من نمیخوام اینجا بمونم، من نباید پیش تو بمونم ✓completed

    Completed   Mature
  • To Blue Bird [L.S]
    674 187 7

    SEQUEL TO BLUE COLD ROOM COMPLETED || BOOK 2 SAD || - پرسیدي چگونه دوستت دارم؛ گفتم پرنده‌اي عاشقم كه از برخورد گلوله‌اي به سینه‌ام تا مرگ،بیشتر از چند ثانیه طول نمیکشد و همان چند ثانیه را به تو فکر خواهم کرد:) --- 1 #Blue

    Completed  
  • Blue Cold Room [L.S]
    1.1K 224 6

    COMPLETED || BOOK 1 SAD || - خواب ميبينم اولاي زمستونه، سر و ته توي حياط آويزونم كردن و پاهام رو محكم با يه طناب بستن و دستام رو بريدن و حالا اون مورچه هايي كه توي سرم بودن اومدن بيرون و روي صورتم راه ميرن و من دست ندارم كه پسشون بزنم.. --- 1 #Iran 1 #Blue 2 #استايلينسون 3 #لري

    Completed  
  • Down
    7.4K 2K 22

    +تو کی هستی؟ _من همون نفرینیم که همتون ازش فرار میکنید! کامل شده:)

    Completed   Mature
  • Blue Dimension
    2.8K 815 40

    تو پیدام میکنی. شاید جایی غیر از اینجا. ولی پیدام میکنی. کاور فف عوض شده. گمش نکنید♡ هر هفته بین یک تا دو پارت اپ میشه* -kim

  • مکالمات غم زده~[LS]
    37.9K 9.1K 44

    هری افسردست و لویی تلاش میکنه تا سرحالش کنه. Highest ranking: #1 in short story

    Completed   Mature
  • kawasaki ninja [L.S]
    3K 716 35

    تو مال من نبودی، دقیقا از همون لحظه‌ای که به خودم اومدم و دیدم به طرز احمقانه‌ای عاشقتم! از همون لحظه‌ای که مچ قلبمو گرفتم وقتی داشت برای لمس تو بهم التماس میکرد و تند میتپید. تمام اون لحظاتی که روبه‌روم ایستاده بودی و من به بوسیدنت فکر میکردم، تو مال من نبودی. حتی اگه این فکر اشتباه بود، تو لیاقت نداشتی که زخم های ز...

  • lacuna [L.S]
    10.8K 2.5K 46

    [Completed] تو بهم فهموندی میشه یه تیکه از وجودت رو از دست بدی اما زنده بمونی! نه فقط زنده موندن، بلکه وادارم کردی زندگی کردنو دوباره به یاد بیارم. تو بهم یاد دادی میتونم با وجود یه خلا بزرگ توی قلبم، بازم به نفس کشیدن ادامه بدم! نه فقط نفس کشیدن بلکه عشق ورزیدن و عشق گرفتن رو به یادم آوردی. تو بهم یاد دادی میشه از ی...

    Completed   Mature
  • Crow [L.S] [completed]
    5.3K 1K 24

    کلاغ روی شاخه درخت خشک بال باز کرده بود و با تداعی‌گری مرگی که به سراغ آدمی نمی‌اومد، لویی رو وادار می‌کرد به ناگزیر قدم برداشتن در ورطه سقوط و دویدن لبه پرتگاه. هری احساس می‌کرد تنش در گور و در اون انبوه انبوده جسد خوابیده. حال اون‌ دو رو فقط مردگان می‌دونستن. وضعیت: پایان یافته.

    Completed  
  • Veronica(ziam)
    16.2K 2.2K 56

    یاد بگیر آدما رو از روی جلد شون قضاوت نکنی. من قضاوت نکردمت ، فقط خیلی دیر خود واقعیت رو شناختم عزیزم. حاوی خشونت و اسمات و چیز های عجیب⚠️🚫🔞

    Mature
  • TOMRRY2 ( Phoenix allembly)[L.S]
    3.9K 842 11

    :" مثل همیشه یه راه دیگه پیدا میکنیم باشه ؟ این رو ازم نخواه لطفا عزیزم !" میدونست کسی غیر از خودش نمیتونه لرزش دستاش رو کنترل کنه، کسی غیر از خودش نمیتونه به این حال و روز بندازتش. لبخندی زد تا بتونه تسکینی برای حال خرابِ پسر باشه ولی اون هیچی از اشوبِ ویران کننده ای که هر لحظه بیشتر از قبل تخریبش میکنه نمیدونه... ...

  • TOMRRY [L.S]
    55.8K 10.8K 60

    نسیم خنکی که از بین پرده های پنجره باز اتاق صورتش رو قلقلک میداد باعث شد چشماش روباز کنه..... با به یاد آوردن موقعیتی که داشت بادستش روی سینه اش ‌دایره های فرضی میکشید.... :"چیزی شده؟!؟ پوزخنده تلخی زد :"دنیای تاریک ما خیلی خنده داره،من الان لخت سرمو رو سینت گذاشتم و تو داری با موهام بازی میکنی ،با اینکه یک ساعت پیش د...

    Completed