𝐌𝐲 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞|✔︎
"عشق کوچک من" مهدکودک هایبریدی که جونگکوک کوچولو میاد اونجا و با هایبرید ببری آشنا میشه .. اما اشنایشون چجوریه؟! 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐜𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲,𝐡𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝,𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
"عشق کوچک من" مهدکودک هایبریدی که جونگکوک کوچولو میاد اونجا و با هایبرید ببری آشنا میشه .. اما اشنایشون چجوریه؟! 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐜𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲,𝐡𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝,𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
با اینکه عصبانی بود و خط چشمش کمی پخش شده بود، حالت اسموکی جذابی به چشمای وحشیش داده بود که داشت جونگکوکو از خود بی خود میکرد... . . _من به خاطر پیوندمون و قول شما..باهاش ازدواج میکنم. . . _به این فکر کردم که.. اگه تو نباشی چی میشه.. _خب..چی میشه؟ _منم نمیدونم چون پشت سرت میام:) *حتما موقع خوندن از منو برین پارت بعد...
تهیونگ یه پسر ۱۸ ساله اس که قراره باباش برای یک ماه به سفرکاری بره. پسر دوست باباش که جانگ کوکه به یه مکانی برای موندن توش احتیاج داره و قراره جانگ کوک اون یک ماه رو پیش تهیونک بمونه. -با ماجراهای جذاب این فیک همراه من باشی -تاپ کوک -باتم ته -ترجمه شده توسط خودم🌝 -کردیت kookvszn
🌈🦄- ددی؟ میدونستی تو یونیکورن منی؟ جانگکوک با چشمایی بیرون زده به پسر روبهروش نگاه میکنه. - ها؟ من؟ دقیقا منظورت منم تهیونگ؟ احیاناً حرفت و برعکس نگفتی کیتن؟ تهیونگ روی خزای گربهاش دست کشید و نچی کرد. - منظورم دقیقا خود خودت بودی ددی کوک. جانگکوک با کنجکاوی پشت میزش نشست و دست به سینه شد. - خب حالا چرا من یونیکو...
شروع بازی (Start the game) کاپل: تهکوک ژانر: کمدی، مدرسه ایی ،چت ⚠️ فعلا متوقف شده تا سر فرصت ادیتش کنم. یه کوچولو صبر کنید قول میدم سریع برگردم
خب بریم سراغ معرفی شخصیت ها و خالصه داستان کاپل اصلی:کوکوی بچه من کاپل فرعی رو فعلا قرار ندادم تا ببینم چی میشه شایدم اصلا کاپل فرعی در کار نباشه ژانر:مدرسه ای . درام. اسمات+18 خلاصه داستان : کیم تهیونگ وقتی 7 سالش بوده پدر و مادرش رو در یک تصادف از دست میده و خانواده دیگه به غیر از عموش براش نمونده بود تا پیشش بمون...
my Omega Couple:kookv.namjin.yoonmin خلاصه: جانگ کوک الفای اصیل زاده که فردی بسیار سرد و خشن که از پدرش زیاد خوشش نمیاد مادرش رو وقتی 13 سالش بوده از دست داده و پدرش تصمیم میگیره دوباره ازدواج کنه تهیونگ امگایی که از یه خانواده تمام الفا سر در اورده کل خانوادش اون رو ترد کردن ولی برادرش همیشه اون رو میبینه و اذیتش می...
فیکشن سرنوشت کاپل: کوکوی و... ژانر: درام، انگست، اسمات به قلم : M.J.T زمان اپ: اتمام یافته . . خلاصه: تهیونگ دانشجوی 21 ساله که برای کار میره به عمارت جئون، جئون جونگ کوک مردی بالغ که گذشته ی تلخی داشته، اما سرنوشت براشون قراره چطور رقم بخوره؟؟ مخصوصا که گذشتشتون خیلی بهم ربط داره!! . . راستی، هپی انده امیدوار...
ᴛʀᴜꜱᴛ ᴍᴇ: تهیونگ امگایی که جنسیت ثانویه اش و از دیگران مخفی میکنه و برای رفتن به دانشگاه مجبور میشه از خوابگاه استفاده کنه!خوابگاهی که برای الفا های مرده! حالا چه اتفاقی میوفته اگه گیر یک هم اتاقی مزخرف بیوفته؟ Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟ خب منم آرزو کردم ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد... من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم! و منظورم هر وارد شدنی نیست... بله! من به داخل داستان پرت شدم! کاپل : ویکوک ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی،...
•وضعیت: اتمام فصل یک •ژانر: School Life, Chat Story, Romance, Fluff, 🔞 •زوجها: TaeKook,Yoonmin,Namjin,MinJoy •تعداد فصلها و قسمتها: Season1 >>> 30 Part •خلاصه: داستان از اونجایی شروع شد که جونگکوک تصمیم گرفت موبایل برادرش رو وارسی کنه؛حین همین سرک کشیدنها با یکی از رلهای برادرش آشنا میشه که از قضا معلم مدرسهاش...
[COMPLETED] Werewolves are born with ranks. It's great for prideful Alphas but unfortunate for weak Omegas. But sometimes, fateful meetings changes everything. TopKook BottomTae This is my first fanfic. Hope you like it! DISCLAIMER All credits goes to the rightful owners of the pics, fan arts and gifs used in this boo...
💥 KOOKV 💥 † Vampire & Devil † fantasy⭐ ~ Smut🔞 ~ Dark⛓ 🔖 این فن فیکشن حاوی صحنه های اسمات و خشن میباشد ، اگه روحیه حساس دارید یا دوست ندارید لطفا نخونید 🔖 ~ " هی! شیطان کوچولوی من! بیا باهم به آغوش تارتاروس بپریم! و بعد من به فاکی ترین شکل ممکن لب هاتو بین لب هام بگیرم و برای ابدیت ببوسمت! " ~ 🖤⛓❤ ~ تایپ فن...
School life - Romance - Angst - Smut 🔞🧜🏻♀️ ✾ ڪـــوکــــتـه | تهڪـــوکـــ ✾یـــونمــــــیـن جانگکوک پسریه که تنها عشقش آواز خوندنه ولی مادرش با اینکارش مخالفه! ولی مادرش میفهمه و کلماتی رو به زبون میاره که حتی خودشم پشیمون میشه! " امیدوارم دیگه هیچوقت نتونی آواز بخونی! " اما داستان سه پسر دیگه چی میتونه باشه؟! جیم...
𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚- 𝙨𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 یک عاشقانهی آرام... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ برای من آچیلا فقط یه گل مقدس نبود! برای من آچیلا عطرِ تلخِ تنِ تو بود که توی آغوشم تبدیل به آرامش میشد. توی شیرینی آغوشت، من کسی بودم که معتاد بوی تلخت شد؛ حالا برای نفس کشیدن توی تک تک لحظههام، به تلخی شیرین مانند تو، تا ابد محتاج...
[ 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ] • 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗷𝗲𝗼𝗻 𝗳𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 • • 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗙𝗹𝘂𝗳𝗳 . 𝗦𝗺𝘂𝘁 . 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 . 𝗖𝗼𝗺𝗲𝗱𝘆 • • 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗲𝗹: 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 • • 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗡𝗶𝗸𝗮 • •مشکلات خانواده جئون با تربیت تهجون اونها به کجا میرسن😂•
به آرام ترین شکلی که میشد بهم نزدیک شدی، آنقدری حرفه ای و چیره دست، که حال نمیتوانم تو را دور از خود تصور کنم. آنقدری که باور دارم مال منی،گرچه که من آنقدر بی عرضه ام که نتوانم از اموالم محافظت کنم. همانگونه که کمی پیشتر تمامت را میخواستم،مدتی که گذشت ،قلبت را،پس از آن افکارت ،قانع تر شدم و لب هایت را التماس کردم ،سپس...
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه میداشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر میشدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببن...
دکتر جئون در حالی که در یکی از مهمونی های رییسش از نوشیدنیش لذت میبره با صدای شلیک با پیکر خونی مواجه میشه و در کلنجار بین قلب و عقلش قلب لعنتیش پیروز میشه و اشتباهی رو مرتکب میشه که هیچ راه برگشتی براش نیست... *صدای منو میشنوی؟ *اسمت چیه؟ - ت.. هی.. و. نگ.. وضعیت درحال اپ کاپل ها : اصلی : ویکوک فرعی : یونمین
شیپ : کوکوی ، یونمین دارای اسمات ( خیلی نداره/:) (کامل شده ) اولین رمان من هست . امید وارم خوشتون بیاد و حمایتم کنین لاوا❣️ - دوماه طول کشید تا اعتمادشو جلب کنم.....ولی .... ولی توی یه روز گند زدم به همش .... لعنت به من ....
~~~~~~~~~~~ •Jeon' Cafe'☕• ~~~~~~~~~~~ 🌼"You're that; "Once in a life time dreams come true". تو همونی هستی که میگن ؛ "یه روزی تو زندگی رویاها به حقیقت تبدیل میشن". اون پسر برای من همون فرد بود...✨✨✨✨ ☘☘☘☘♡☘☘☘ ▪️Main Couple: #VKOOK / #KOOKV ▪Other Couple :Yoonmin, Namjin , chanbek ▪️Genre: Romance , Angst , Smut...
〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ To see without my eyes 〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ ▪️ Main Couple: #VKOOK . #KOOKV ▪️Genre: Romance. Dram. Angst. Smut ▪️Translat ▪️Up: .... ( Season 2 : keep the water warm) •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° #To_See_Without_My_Eyes #BTS #VKOOK #KOOKV #Gay #love #love_is_love #namjin#yonminho...
. 〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ keep the water warm 〰️〰️〰️🀄️〰️〰️〰️ ▪️ Main Couple: #VKOOK . #KOOKV ▪️Genre: Romance. Dram. Angst. Smut ▪️Translat ▪️Up: Completed ( Season1) 🌼 آنچه خواهید خواند: "دیدیش؟" تهیونگ تکون نخورد "چیو دیدم؟" "دیدی چطور داشتی بهش نگاه میکردی؟ دیدی چطور داشت بهت نگاه میکرد؟" تهیونگ چشم هاش رو...
[Complete] ─ ̶Season 1 Black Swan ─ ̶Season 2 Black Torment ✔️ قسم به زمانی که انتخاب شدی برای انتقام... انتقامی سخت به سبب درد و رنج او...به پاخیز و بی رحم انتقامت را بگیر این فرمان خدای عمارت است! ─ ̶ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ ፧ Namjin, Kookv, Hopemin ─ ̶ ɢᴇɴʀᴇ ፧ Psychology, Smut, Angest, Romance, Mystrey
[complete] ─ ̶Season 1 "Black Swan" ✔️ ─ ̶Season 2 "Black Torment " وقتی خبر مرگ مادر بزرگ بهمون رسید تعجب کردیم چون نباید درست باشه، مادربزرگ سالم ترین پیرزنی بود که میشد دید و خبر مرگش عجیب بود ولی عجیب تر از همه وصیتش بود... " سلام به نوه های عزیزم ! اگه الان دارید این نامه رو میخونید یعنی من مردم و راز بزرگی رو...
سادس اون یک شیطان بود ولی وقتی یه فرشته اومد تو زندگیش همه چیز فرق کرد Couple➪︎kookv yoonmin Genre➪︎Romance Fantasy
ژانر:امگاورس،امپرگ،انگست تهیونگ پسر امگای پولداری که به خاطر حادثه ی وحشتناک پاهاش فلج شده و ویلچر نشین شده به همون دلیل هم لال شده و نمیتونه درست حسابی حرف بزنه اون توی مدرسه ای درس میخونه که بچه هاش نمیتونن چندان باهاش رابطه برقرار کنن چون زبان اشاره بلد نیستن و برای همون همیشه با خودش خودکارو کاغذ همراه داره.چرا بچ...
-من یه ددی دارم که عاشقشم.اون منو دوست هم نداره ولی بهم اعتماد داره.ددی من به هیچکی اعتماد نداره حتی به مامانش که عزیزترینشه.اون دچار بیماری پارانوئیده.حقم داره. یه دشمن بزرگی داره.میدونید کی؟پدرش.چرا؟فقط بخاطر اینکه تصمیم گرفت مثل اون قاچاقچی نباشه.پدرش هر کاری میکنه تا اونو عصبی کنه و به سمت خودش بکشونه.جانگکوک وقتی...