AMYGDALA "Kookv"
نوه بزرگترین قاضی کره هیچ نمیدونست که قراره عاشق مردی بشه که زندگیش رو به جهنم کشونده! ″تو میخواستی بمیری و من نجاتت دادم پس...از امشب به بعد زندگی تو متعلق به منه″ 🟣پی دی اف فول این فیک در چنل تلگرام قرار گرفته🟣
نوه بزرگترین قاضی کره هیچ نمیدونست که قراره عاشق مردی بشه که زندگیش رو به جهنم کشونده! ″تو میخواستی بمیری و من نجاتت دادم پس...از امشب به بعد زندگی تو متعلق به منه″ 🟣پی دی اف فول این فیک در چنل تلگرام قرار گرفته🟣
بنجی یا بنجامین خوانندهای معروفه. آشفتهست، بددهنه، بیحوصلهست و تا حد زیادی احمقه. زندگیاش رو با روتینی که به ظاهر روی برنامهست اما در حقیقت هیچ سر و تهی نداره میگذرونه. همین... کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین ژانر: درام، روانشناختی، انگست، اسمات
[پایان یافته] تهیونگ، پسر دیوونهای که از زندگی روزمره و آدمهای بیدرک و احمق اطرافش خسته شده بود. چی میشه اگر پسری با عطر قهوه و شکلات تلخ وارد زندگیش بشه و تمام معادلاتش رو به هم بریزه؟ "_ همراهم از چیزی که فرستادین، خوشش نمیاد. رییس کافه یه تای ابروش رو بالا داد و آرنجش رو روی پیشخوان گذاشت، خم شد و گفت: _ کی به...
فیکشن: آرامش من Code:1315🥀🩶 [تک فصل؛ در حال اپ] «تو توی روزمرگی سرد زندگیِ من گرمای عشق شدی... دنیای خاکستری من رو به رنگ عاشقی زینت بخشیدی و قلب یخ زدهی من رو به اغوش کشیدی و با بوسههای داغِ لبهات اون رو به زندگی برگردوندی... . و تو ارامش من شدی؛ رز وحشی من... » 𝑴𝒚 𝒑𝒆𝒂𝒄𝒆 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒...
"جایی بین اون تراشه های چوبی توی سینش به قلبی تبدیل شد که فقط برای اون پسر میتپید" ژانر: رومانس، اسمات، مهیج، انگست کاپل: کوکوی/ یونمین/ نامجین قسمتی از فیک: "+بوسه هات حس گول زدن میده فرمانده جئون. جونگکوک کمی مکث کرد و بین پوست شیری رنگش لب زد: +اینطور به نظر میاد عروسک؟ ولی من فکر میکنم تو فریبنده تر از منی." وضعی...
"Completed" ᝰ 발자국 남기고 떠나가시면 제가 그 온길 지킬게요 흑백 속 에 남길제요...🌴 اگه الان بری و فقط رد پات بمونه من اونارو گرم نگهداری میکنم من اونارو سیاه و سفید نگه میدارم~🦋 ________________ کاپل: کوکوی ، مینوی ژانر : رمنس ، رازآلود ، دراما ، سوپرنچرال ، هپی اند؟ سد اند؟ نویسنده: FATNA 🌌 " please don't leave me"🍂💔 ⚠️هشدار این فیک دا...
پیور، به معنی خالص و سلطنتی، درست همونطور که تهیونگ بود. - میشه امشب رو همین جا متوقف کنی تا هیچوقت صبح نشه؟ دلم میخواد تا وقتی که میتونم همینطوری همین جا کنارت بشینم و نگاهت کنم... ببینم چطوری ریز ریز غذاهاتو گاز میزنی، وقتی ازت تعریف میکنم سرخ میشی و گه گاهی چشمای غمگینت لبخند میزنه و میدرخشه... میشه زمان رو ه...
قرمز، سفید و آبی سلطنتی ترجمه شده و بازگردانی شده از کتابی با همین نام خلاصه: این داستان روایتگر عشق شاهزاده بریتانیا و پسر رئیس جمهور آمریکا، تهیونگ و جونگکوک است. عاشق شدن راحته؟ ببینیم تهیونگ به عتوان یک شاهزاده بریتانیایی با جونگکوک پسر رئیس جمهور آمریکا چطور قراره تا کنه؟ جنگ و جدال بین این دو نفر چطور قراره به...
هفت برادر، که در خون و زندگی به هم پیوسته بودن، قول دادن هیچ چیزی نتونه بینشون فاصله بندازه. اما وقتی جونگکوک تهیونگ رو در آغوش کس دیگهای دید، حقیقت وحشتناک رو فهمید: این قول نه تنها شکسته، بلکه از پشت بهش خنجر زده شده. همه میدونستن، ولی هیچکس حرفی نمیزد. حالا کوک توی تقاطع درد و انتقام گیر کرده: ببخشه؟ فراموش کن...
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ (قلم ویسکی دیگه، ایف یونو دِن یو نو!) Start: 10.10.1403 End: ?
𝙎𝙘𝙧𝙚𝙖𝙢𝙞𝙣𝙜 𝙀𝙫𝙚𝙣𝙞𝙣𝙜 ⇢ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴀɴɢsᴛ, ᴍʏsᴛᴇʀʏ, ᴅʀᴀᴍᴀ, sᴍᴜᴛ ⇢ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, ʏᴏᴏɴᴍɪɴ ⇢ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴛɪᴅᴀ « جئون جونگکوک عکاس برجسته کرهای زندگی هنریش رو در آستانه فروپاشی میبینه. اون در تلاش برای به تصویر کشیدن عشق حقیقیه، اما هر روز بیشتر به پوچی نزدیک میشه؛ تا اینکه عکسهای مرموزی توی خانهاش ظاهر می...
_میدونی چیه؟ تمام زندگیم دنبال انتقام از اون حرومزاده هایی بودم که برادرم دزدیدن ولی...ولی به خاطر تو با همشون جنگیدم ولی چون اونا عزیزای تو بودن...بهشون صدمه نزدم..چرا..چرا من عزیز تو نیستم؟ چرا..بگو چرا تهیونگ... _تو راه بدی رو رفتی کیم برگشت فایده نداره _ برات میجنگم! _نمیتونی چون من برات معنی ای ندارم. _ بلادیمی...
+بالا بیار _هیچ میدونی چیو دارم بالا میارم +فقط بالا بیار _دارم عشقتو بالا میارم ------- ژانر:هاناهاکی،رمنس،روزمره،اسمات🔞 کاپل:ویکوک -------
_اگه دیدی اینطور اینجا افتادم چیکار میکنی؟ با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید _میری پایین به؟ +میرم پایین به جیمینی خبر میدم! دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید _آفرین جگر...
شنهای داغ، آفتاب سوزان، شبیه به کوره آهن! گرمای زیاد کلافهاش کرده بود و مردک بی خیال رو به رویش انگار صبر او را میسنجید. مشتهای گره زدهاش را بالا آورده و منتظر یه فرصت بود تا محکم توی نیشخند امپراطور بکوبه! اما اون مردک عوضی! طوری با لذت روی شن ها میجهید انگار که نه مبارزه بلکه داشت روی شنها میرقصید. پایش را بالا آ...
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایههای مرگی که اطرافت میچرخن باش، همشون ق...
☆ "جونگکوک: این سرگرمی جدید جذابه.. ازش خوشم میاد یونگی:بنظرم اصلا به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکن اینی که من میبینم کم کم هممون و تبدیل به سرگرمی میکنه...! " [تهیونگ برای گرفتن انتقام برادر دوقلوش از موقعیت خوبه درس خوندن توی امریکا میگذره و وارد مدرسه سه جونگ میشه...!] Couple:kookv Other Couples: chanbaek Gnre:action...
𝙈𝙪𝙨𝙞𝙘𝙖𝙡 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙇𝙞𝙛𝙚 داستان یک قوی سیاه که عاشق ماه شد و برای اون به آواز در اومد... تهیونگ بزرگترین و معروفترین بالرین کشوره اما بر اثر یک حادثه نمیتونه مثل قبل برقصه و...
همه چی دقیقا همون موقعی به هم میریزه که حس میکنی دیگه بهتر از این نمیشه ..! . ᴍᴀɪɴ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴠᴋᴏᴏᴋ - ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ - sᴍᴜᴛ - ᴀɴɢsᴛ
﹙𝖳𝖾𝗊𝗎𝗂𝗅𝖺 || تـکیـلا ﹚🍻 𓐆 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍 𓐆 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏,𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇 𓐆 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖬𝗈𝗋𝖺 "میخواستم ازت محافظت کنم، در برابر دنیایی که چشم بسته روی درک کردنِ وجود تو، بعد از هر بوسه بغل کنم و بهت بگم اشکالی نداره اگه کسی نیست در کنارت تا بفهمه ح...
𝔽𝕚𝕔 𝕔𝕙𝕒𝕥 " - هیونگ، میگن آدم ها شبیه کسی میشن که دوستش دارن. پسر بزرگتر جوری که انگار مخاطب حرف هاش خودشه نه پسر کنارش مسخ شده زیر لب زمزمه کرد: -آدم ها شبیه کسی میشن که دوستش دارن! وچقدر من این روزها تو شدم تهیونگ؛ انقدری زیاد که حتی هیچ چیزی از خودم بهجا نمونده آبنبات شکری. " 🍭𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝑺𝒖𝒈𝒂𝒓 𝒄𝒂𝒏...
-میخوای با شراب روبدنت طرح عشق بزنم اقای کیم؟ تهیونگ نگاهشو به جامی که در دستان جونگکوک بود داد و پوزخند زد: -میخوای که برام چی بکشی جئون؟ جونگکوک خندید و دستی به تتو قدیمیش که روی گردنش جا خوش کرده بود کشید: -اول طرح بوسه هامو روی تنت رنگ میکنم و بعدش...! مقداری شراب روی تن مرد ریخت و ادامه داد: -بعدش دیگه دردی احسا...
+فقط خواستم رو بدنم کار کنی -منم فقط میخوام رو بدنت، کارمو بکنم! فیک چت-چند شاتی کاپل:کوکوی (تکمیل شده)
[تکمیل] نام: La mia metà [نیمه گمشدهی من] ▪︎تو نیمه ی گمشده ی من نیستی .... تو تمامِ منی ! ژانر: ددی کینگ-عاشقانه-اسمات🔞 کاپل:تهکوک - یونمین
داستانِ دُو بازَندِه "تکمیل شده" _____________________ روزی روزگاری... دو بازنده ی زخمی مقابل هم زانو زدن. و داستان شروع شد... _____________________ ژانر: روزمره، رومنس، یه کوچولو خشن، طنز؟ کاپل: سُپ شروع آپ: سیزدهم اکتبر 2021 پایان آپ: سیزدهم جولای 2022
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: اون الان دیگه یک مجرد نبود. جونگکوک نمیدونست که با انتخاب کردن کیم تهیونگ به عنوان همسر قراره از تمام رویاهای یک زندگی مشترک دلزده بشه. تهیونگ مردی نبود که درابتدا خودی نشون داده بود، درست لحظهای که از کلیسا خارج شدن تغییرات شخصیتی همسرش شروع شد. پرخاشگری، بیعلاقگی، آوردن هرزههای مختلف به خو...
[Completed] خلاصه: جونگکوک، معروفترین دوندهی دانشگاه بهخاطر تهیونگ از خیلی چیزهای زندگیش دست میکشه؛ اما آیا اون فقط یه دانشجوی ساده با گذشتهی نرماله؟ •وضعیت: تکمیلشده •کوکوی ایو •رمنس، ورزشی، انگست، اسمات Wr: Hb
جونگکوک دست تهیونگ رو رها کرد تا به آرزوهاش برسه، هفت سال بعد دوباره جلوی تهیونگ ایستاده بود و خاطرات گذشتهی دو نفرشون توی روستای کوچیکشون تموم ذهنش رو پر کرده بود. _____ ″شبیه یه ماهی قرمز بودم، یه طعمه خوب. هر چند که حاضر بودم به خاطر تو دل به خشکی بزنم.″ [Complete] Couples : kookv Genre :Romance-angst Writer : D...
"completed" 오늘도 비가 내릴 것 같아 بنظر میاد امروز دوباره قراره بارون بباره (هوا پسه) 흠뻑 젖어버렸네 تا اعماق وجودم خیس شدم (افسردم) 아직도 멈추질 않아 این بارون نمیخواد به این زودیا بند بیاد 저 먹구름보다 빨리 달려가 سعی میکنم تند تر از ابرا حرکت کنم تا دیگه روم نبارن 그럼 될 줄 알았는데 به خیال خودم فکر کردم این کار جواب میده 나 겨우 사람인가 봐 به هر حال منم آدمی...
اون تارهای خاکستری علاوه بر جذابیت بخشیدن به چهره ی مرد، نشون میداد چه غم بزرگی رو تحمل کرده که توی سن سی و چهار سالگی گرد سفید روی موهاش نشسته. اون مرد کسی بود که جونگکوک با وجود عشق زیادی که بهش داشت، احترام خاصی هم براش قائل بود. اون سختی های زیادی رو تحمل کرده بود و زانوهاش برای لحظه ای خم نشده بودن. اون مرد اسطو...