soul0_0written

 فکر می‌کنی اگر جای رین بودی، به کسی که یه روز زخمیش کردی اعتماد می‌کردی؟
          رین سال‌هاست در دنیایی زندگی می‌کنه که توش اعتماد، فقط یه نقطه‌ضعفه.
          اون برای زنده موندن آموزش دیده؛ برای کشتن، دروغ گفتن و پنهان کردن رازهایی که حتی نزدیک‌ترین آدم‌های زندگیش ازشون خبر ندارن.
          تا اینکه ارتقای جایگاهش باعث میشه که چارچوب نسبتا امنی که ساخته بود سقوط کنه
          و یک نفر وارد زندگیش میشه که شاید خطرناک‌ترین دشمنش باشه؛
          یا تنها کسی که می‌تونه حقیقت رو از زیر تمام اون دروغ‌ها بیرون بکشه.
          جئون جونگ کوک!
          مردی که خودش هم درگیر گذشته تلخیه که هنوزم که هنوزه درموردش کابوس میبینه.
          
          اینجا هیچ‌کس بی‌گناه نیست.
          هیچ رابطه‌ای امن نیست.
          و بعضی رازها وقتی فاش بشن، دیگه فقط یک نفر رو نابود نمی‌کنن.
          «اشک‌های خونین» 
          
          https://www.wattpad.com/story/414823310?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=soul0_0written
          
          سلام زیبا امیدارم در حد نگاه بهش فرصت بدی و اگه خوشت اومد بمونی:)))

ZahraVahidi1

هلو هانی
          ببخش که بدون اجازه وارد مسیج بوردت شدم
          خوشحال میشم یک سر به بوک من هم بزنی❤️⭐️✨️
          
          
          
          I think you'd like this story: "love in the night |Vkook" by ZahraVahidi1 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/336563574?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_reading&wp_page=library&wp_uname=ZahraVahidi1

moonriver85

قصر جاییه که توش آدم خوبی بودن یا عادل بودن بزرگترین جرمه!
          سیاست های کثیف،جرم و جنایت های بزرگ و توطئه جای جای قصر رو فرا گرفته...
          تنها چیزی که همه توی این قصر بهش چنگ میزنن و به خاطرش مرتکب قتل های بزرگ میشن،قدرته!
          محبوبیت،شهرت و احترام همش به وسیله ی قدرت میاد
          اینجا مهربون بودن عاشق بودن عادل بودن بزرگترین ضعفه
          و فقط آدم بدی بودن بد ذات بودنه که کمکت می‌کنه به قدرت برسی!
          قدرتی که به کثیف ترین شکل ممکن بدست اومده،اما به شگفت انگیزترین شکل ممکن پایدار میمونه...
          
          _زندان‌بان،غریبه ی آشنا
          روایت عشقی بر سایه ی اختلاف طبقاتی و پستی و بلندی های فراوان اما حقیقی و پاک؛♥️
          
          https://www.wattpad.com/story/404875680?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

Kookv_Jk_V

سلام قشنگم، اگه دلت خواست یه‌سر به بوکم بزن با حمایت‌هات بهش روح بده و فالوم کن~
          
          https://www.wattpad.com/story/402084858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Kookv_Jk_V
          
          با کاپل شیرین کوکوی،امیدوارم از خوندش لذت ببری><

atrisa44

اگر بخواهم تو را توصیف کنم 
          خواهم گفت:
          تو موسیقیِ برخوردِ باران بر تنِ پنجره‌ای!
          همانقدر ساده ولی ناب.‌
          
          وقت بخیر اطلسِ آبی
          این یه دعوتنامه به دنیایی لاجوردی‌ست.
          خوشحال میشیم در کنارمون داشته باشیمت~
          
          https://www.wattpad.com/story/392554145?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=atrisa44