و بله سال 2026 هم سر رسید و رز قرمزمنهنوز به اخر نرسید
اما از اینکه تازه دارمرشدش رو میبینمخوشحالم
براش خیلی کمکاری کردم اما زیبا دراومد درسته که از پایانش بیش از حد دوره اما جای خ بی نشسته و برای ادامشتردیدی ندارم
امسال سال تلخی بود زشتی داشت زیباییش رز قرمز من بود که واقعا بهمنشون داد قدرتمرو بهم گفت که تو نوشته هات فقط بدرد خودت نمیخوره اونا میتونن قلب یکی رو بسوزونن با جملات تو میتونن احساساتی توی قلبشون ایجاد کنند که زیبا تر از سوختن از عشق بیندونفر باشه .
نوشتن زات واقعی من رو بهمنشون داد اینکه من برای چه کاری به تین دنیا اومدمبدای نوشتن برای نواختن برای کشیدن برای به بازی دراوردن احساسات دیگران با هنرت.
رز قرمزمن این روز ها فقط مسیر داستان رو بازگو میکنه و تغییراتی که قراره توش ایجاد بشه احساسات جدیدی که قراره اضافه بشه و در اخر کاراکتر های جدیدش دو پارت هایی که این اواخر اپلود شدن خیلی خوب میتونین بفهمین که پارت اصلی نیستن
داستانیکه من نوشتمعملا یک رومنس خیلیابکیهستش یکعاشقانه ای که کل سیر داستانبر روی عشق افراطی بیندونفر اتفاق میوفته از اونجایی که طرز نوشتن این داستان بسیار پر جزئیات و حس تعریف کل احساسات دور بر هستند خیلی زیاد بر روی یک صحنه یا مکالمه کار میشه چون بدلیل رمانتیک بودن و احساسی بودنبیش از حد داستان همه لحن ها و حس ها تعریف میشه تا خواننده به صورت خودکار مغزشاوناحساس رو حس کنه و دقیقا همون حس درونقلبش اشوب حسی ایجاد کنه و احساساتش روونه بشه و بله اینجور میشه که یک داستان شمارو به گریه وامیداره
به همینخاطر هر پارت کمی کوتاه و کند پیش میره مثلا شاید در هر پارت حداقل در دو مکانیکمکالمه طولانی و دو یا سه مکالمه کوچکوجود داشته باشه که سر همبه حداقل دو حداکثر سه صحنه یا به اصطلاح سینما و فیلمنامه نویسی سه یا دو سکانس قرار داره
در هر حال ممنونم از دنبال کردن فیکشن ابکی من .
ناامید نمیشم از ادامه دادن چون بقیه سیاه میبینن اما من سفید جلوی پای من سفیده حتی اگر سیاه باشه چون من میخوام و انجامشمیدم
کسی خزعبلات منو نمیخونه جز یک نفر و ریپلای میزمه اما همینکه میگم کافیه
به امید روز های بهتر منانتظار نمیکشم بلکه برای روز های بهتر میجنگمچرا که یک فقیر انتظار را میکشد
کجا بودی که نمی امدی بهتر بودی تو کی منهستی از دستمپر کشیدی به اسمان رفتی و رستگار شری من را بیامرز آمرزش تو برایم ستایش شایسته وجودت است برایم پشیمونمنکن ستاره اسمان ویرانه من از درد زیبایم بگو
'زمانی که غم در وجودت رخنه کند زندگی را میفهمی درد قلبت سنگین شود و وجودت گریبان شود ویرانه وجودی باقی نمی ماند'