Punishment

144 24 3
                                    

Author: Naj
•T.me/kaisooficology

کیونگسو به حالت قهر روی مبل نشسته بود و پاهاش رو توی شکمش جمع کرده بود و با اخم به تلویزیون نگاه میکرد.
-هیونگ قهر نکنننن
کیونگسو جوابی نمیداد و مستقیم نگاهش به تلویزیون بود، بدون حتی یک سانت تغییر
-خب هیونگ اون ویدیو ریاکشنه و اگه از قبل ببینی که نمیتونی خوب واکنش بدی
کیونگسو اینبار برگشت سمتش و با ترش رویی گفت
+تو میدونی من بازیگرم میتونم برای ریاکشن بازی کنم و کسی نمیفهمه
-نه هیونگ اون واکنش اصلی یه چیز دیگه است
کیونگسو چیزی نگفت و میدونست تلاش بی فایده است ولی به راحتی نمیتونست کوتاه بیاد برای همین دوباره روش رو از جونگین برگردوند و به تلویزیون نگاه کرد.
-هیونگگگگگگ این تلویزیون خاموش چی داره که از من جذاب تره؟
+سایه ای از تو توشه
کیونگسو کاملا بی حواس این جمله رو گفته بود ولی خب دیگه نمیشد حرفش رو پس بگیره، جونگین اولش مات شده داشت هیونگش رو که توی خودش جمع شده بود، نگاه میکرد که نتونست تحمل کنه و به سمتش حمله کرد و اون رو توی بغلش حسابی فشار داد.
-هیونگ، هنوزم نمیتونم به این حرفات عادت کنم
کیونگسو هم نتونست تحمل کنه و صورت دوست پسرش رو بوسید.
+هنوزم باهات قهرم
-تو میتونی تا ابد تو بغلم قهر کنی و منم تا ابد فشارت بدم و ببوسمت و نوازشت کنم
کیونگسو ریز خندید و هردوشون رو به یه بوسه ی شیرین دعوت کرد ولی همه ی اینا باعث نشد تا روز فیلمبرداری با جونگین آشتی کنه و حالا که با دقت اون ویدیو لعنتی رو دیده بود، داشت با تک تک سلول هاش از اون لذت میبرد و به خاطر میسپارد تا اینکه جونگین اون رو از دنیای خودش بیرون کشید.
-نظرت چی بود دی او هیونگ؟
+آهنگ خیلی خوبیه
+خیلی زحمت کشیدی
و وقتی رسیدن، کیونگسو رفت دوش گرفت و جونگین رو با دنیایی از سوال تنها گذاشت.
کیونگسو داشت به ستی که تازه خریده بود فکر میکرد، با کلی دردسر سفارش داده بود و حالا به دستش رسیده بود، وقتش بود حسابی کار جونگین رو تلافی کنه پس اون نیم تنه و شورت مشکی توری رو به تن کرد که حسابی به اون بدن سفیدش میومد و مطمئن بود آب از دهن جونگین راه میندازه، لبخند شیطانی زد و دوباره حوله اش رو به تن کرد. بیرون رفت و دید جونگین هنوز با همون لباس هاش روی مبل نشسته.
جونگین از فکر اومد بیرون و به هیونگش توی اون حوله ی سفید نگاه کرد.
+به یه شرط باهات آشتی میکنم
-چه شرطی هیونگ؟
-یعنی چی؟
جونگین خندید و شرط و بازی بامزه ی هیونگش رو قبول کرد. سر جاش نشست و قرار بود کاملا خشک باشه. کیونگسو لبخند شیطونی زد و موزیک ملایمی رو پلی کرد و همراه با ریتم موزیک به بدنش تکون میداد و یواش یواش گره ی حوله رو باز کرد و لبش رو گاز ریزی گرفت و برای جونگین چشمک زد، قرار بود حسابی اون رو به مرز جنون برسونه و یک حرکت دیگه زد و حوله رو از روی شونه اش انداخت و دو طرف حوله رو باز کرد، این دقیقا همون واکنشی بود که کیونگسو از جونگین میخواست، دستاش رو مشت کرده بود و صورتش داشت روبه قرمزی میرفت برای اینکه نمیتونست حرکتی کنه داشت به خودش بی نهایت فشار وارد میکرد.
+جونگینی...
کیونگسو حوله رو روی مبل دیگه ای پرت کرد و چهاردست و پا به سمت جونگین اومد و دستهاش روی پاهای جونگین تکیه داد و با چشمهای خمار و صدایی به شدت اغواکننده صداش کرد.
-من حتی نفس کشیدن هم یادم رفته هیونگ
-هیونگ...
+نه جونگینی نمیتونی منو بگیری
پسر شیطون انگشتش رو روی لبهای جونگین کشید که جونگین انگشت کیونگسو رو به دهن گرفت و بوسید.
کیونگسو از این بازی حسابی لذت میبرد اینکه هیچ بند و طنابی نبود اما اون جونگین رو حسابی با حرفاش بسته بود، باعث میشد خودش هم حسابی لذت ببره. از جا بلند شد و شلوار جونگین رو دراود و دیک جونگین رو که حسابی سفت و بزرگ شده بود رو به دست گرفت.
+هووووم حسابی سفت شدی جونگینی
-و علتش چیه؟
+اینکه اون ویدیوی لعنتی رو بهم نشون ندادی؟
جونگین همونجا قسم خورد تا دیگه هرچی که ساخت و هرکاری که کرد اولین کسی که اون رو ببینه کیونگسو هیونگش باشه، همون هیونگ کیوتی که هیچ کس حتی لحظه ای فکر نمیکرد چه شیطانی رو توی خودش داره پرورش میده.
-هیونگ بذار ببوسمت
کیونگسو خودش رو بالاکشید و لبهای جونگین رو کوتاه لیسید و عقب کشید.
+بهم بگو دیگه چی میخوای جونگینی
-میخوام بیافتم روت و با لبهام همه جاتو کبود کنم و با ضربه هایی که بهت میزنم جفتمون رو به اوج برسونم
+اوووم خوشم اومد
از گردن جونگین شروع کرد به بوسیدن و تا سر دیکش رو که بوسید متوقف شد.
جونگین هیسی کشید و سرش رو به عقب خم کرد.
-هیونگ برام بخورش
+این یه تنبیه جونگینا
جونگین دیگه به جنون رسیده بود، بعدا میتونست این مسئله ی قهر رو اشتی رو با هیونگش حل کنه ولی دیگه نمیتونست تحمل کنه، توی یه حرکت کیونگسو رو چرخوند و روی مبل انداخت و خودش روش خیمه زد.
جونگین مثل تشنه ای که رسیده به آب تمام بدن هیونگش رو بوسید و با انگشت هاش اول سوراخ هیونگش رو آماده کرد و بعد یک ضرب واردش شد و صبر کرد تا کیونگسو مثل همیشه بهش اجازه ی حرکت بده‌.
+حرکت کن مجسمه ی سکسی من
جونگین پوزخندی زد و شروع به حرکت کرد
بعد لبهای جونگین رو بوسید. بعد از ضربه هایی که از روی نیاز و جنونی که کیونگسو مسببش بود، داخل هیونگش کوبید، جونگین نزدیک اوج بود برای همین دستش رو به سمت دیک دوست پسر شیطونش برد تا با لمسش هردو باهم به اوج برسند.
صدای نفس هاشون تنها چیزی بود که به جز پس زمینه ی موزیکی که کیونگسو پلی کرده بود شنیده میشد. این هیونگ برای جونگین پر از ناشناخته ها بود و جونگین به شدت دیونه ی همین هیونگش بود. هنوز ازش خارج نشده بود و همونطور کیونگسو رو توی آغوشش نگه داشته بود.
این صدای پر نیاز جونگین به کیونگسو فهموند که قرار نیست کار امشبشون با یک دور تموم شه، تنبیهی که برای جونگین در نظر گرفته بود حالا با لذتی برای هردوشون ادامه داشت.
جونگین صورت کیونگسو رو برگردوند و همونطورکه داخلش بود، عمیق و پرحرارت دوست پسرش رو بوسید.

Kaisoo Moment BookWhere stories live. Discover now