2

73 19 14
                                    


دانش آموزها تو حیاط مدرسه پخش شده بودن، و کارهای متفاوتی انجام میدادن برخی مشغول خوندن کتاب بودند و برخی دیگه در گوشه‌ای جمع شده بودند و با صدای بلند می‌خندیدند و صحبت می‌کردند.

در اون حین سه تا از دانش آموزها کنار هم نشسته بودن و با برسی چهره ی دانش آموزهای دختر سعی میکردن کارکتر مناسبی برای مانهوا جی ال جدیدشون خلق کنند.

"من فکر میکنم چه‌سول مناسبه"

چه‌وون با اشاره به دختر مو آبی رو به رو گفت تا ماشیهو و لیا با جدیت نگاش کنن.
و لیا با حالت تمسخر گفت:" واقعا چه‌وون؟ ما به یه دختر که وایب شخصت های جی ال رو بده نیاز داریم، نه چه‌سول"

"پس تو کی رو پیشنهاد میکنی خانمی؟"

لیا نگاهی به اطراف انداخت و بعد کمی فکر کردن گفت: " نمیدونم، واقعا طراحی شخصیت های مانهوا سختر از اونیه که فکر میکردیم"

چه‌وون متفکران ابروهاشو بالا انداخت و بعد پرسید:" مشکلی نیست اگه بدونم مانهواتون راجب چیه؟"

ماشیهو عینکش رو صافتر کرد و بعد سریع لب زد:" راجب منفورترین دختر مدرسه که با هاترین و محبوبترین دختر مدرسه قرار میذاره"

"اوه پس من میدونم کی به دردتون میخوره"
چه‌وون به گوشه ای از مدرسه که یه اکیپ چهار نفره نشسته بودن اشاره کرد و گفت:

"یجی،ریوجین،چریونگ و یونا اونها یه گروه محبوب راک اند رولند، و همه شون برای کارکتر مد نظرتون مناسبند"

ماشیهو و لیا با کنجکاوی به سمت گروهی که چه‌وون اشاره کرده بود نگاه کردن. یجی، ریوجین، چریونگ و یونا با لباس‌های چرمی و موهای رنگارنگ، تصویری از شورشی‌ها و آزاداندیشان رو به نمایش می‌گذاشتند. قهقهه‌های بلند اونها در حیاط مدرسه می‌پیچید و توجه همه رو به خود جلب می‌کرد.

لیا و ماشیهو مدتی با چشم های قلبی و ذوق زده مثل هر هیمه جوشی و هیمه دانشی وقتی دوتا دختر کنار هم میبینند به اونها زل زدند و بعد لیا لحنی متفکرانه گفت: "جالبه، یجی با موهای قرمز و قد بلندش می‌تونه نقش اون دختر هات و محبوب رو بازی کنه. ریوجین هم با موهای کوتاه و تیپ تام بوی می‌تونه نقش مقابلشو به خوبی ایفا کنه."

ماشیهو در تایید سرش رو تکون داد و بعد پرسید: "آره، ولی چریونگ و یونا چی؟ توی داستان ما چه نقشی می‌تونن داشته باشن؟"

چه‌وون کمی فکر کرد و بعد گفت: "می‌تونیم ازشون به عنوان دو تا از دوستای یجی و ریوجین استفاده کنیم. یونا با شخصیت شاد و پرانرژی می‌تونه فضای طنز به داستان اضافه کنه و چریونگ هم با هوش و ذکاوتش می‌تونه در حل مشکلات به بقیه کمک کنه."

لیا و ماشیهو با شور و اشتیاق به ایده‌های چه‌وون گوش می‌دادند و کم‌کم شخصیت‌های داستانشون در ذهنشون جان می‌گرفت.
که ناگهان زنگ مدرسه به صدا دراومد و دانش‌آموزان به سمت کلاس‌هاشون هجوم بردند.

Why me?Where stories live. Discover now