برگ هايي که دلتو نوازش میکنن
بادکنكي که از دست صاحبش رها شده
و تو کسي بودي که پیداش کرده
بهتره بگم دنیا آمیخته از عشق و علاقست
'ع'هايي که زندگي رو تغییر میدن
توي یه فنجون قهوه توي یه کافه کوچیك
عشق خودشو به طور تلخي جا کرده که رگه هايي به شیریني عسل داره!با احساس سوزش چشمام در کتابو بستم
'ع رمز آلود'
من هنوزم عقیده دارم این کتاب به دست یه خدا نوشته شده
کلمات نمیتونن اینقدر ظریف کار بشن ، میتونن !؟
من هنوز تجربش نکردم
عشق ، ترسناك کثیف و اینقدر آلودست که افراد مثل بادکنك هایي میون کاکتوس ها قدم برمیدارن و هر قدم با امیدي ضعیف تر ، جلو میرن. پدرم همیشه میگفت افرادي که عاشق میشن احمق نیستن
اونا فقط پا در مسیري میزارن که گرگ هايي با لباس بره در کمیننمن تایلینم و بیست سالمه
درسته من عاشق کتاب خوندنم من پنج ساله پدرمو از دست دادم و بعد از اون اتفاق با مادرم توي لس آنجلس زندگي میکنم
عاشق نوشتنم اما هیچوقت موضوعي پیدا نکردم تا بتونم احساساتمودرش بیان کنم تا خواننده بفهمه چه رازي پشت تك تك کلمات ریز و درشت من هست .
من تا پارسال هیچ اعتقادي به عشق و حرفاي پدرم نداشتم
تا وقتي مرتکب اون اشتباه شدم
خب آره همه ي ما تو زندگیمون اشتباهاتي انجام میدیم درسته !؟
و بله من دوباره دارم خودمو گول میزنم تا کاري که کردمو توجیح کنم ولي نمیتونم خودمو گول بزنم پس دارم زندگیمو از اول رغم میزنم---------------------
هي گایز
اولین چپتر💚
اون بالايي تایلینه💕 حمایت میخوام لاوز :)💜

YOU ARE READING
Don't breathe
Teen Fiction•ستاره ي تازه متولد شده در مقابل سیاهي بي پایان آسمان• افسانه ها نمیمیرن اونا با زمان جرئت وحقیقت بازي میکنن خدا یه عاشقه' یه عاشق هنرمند ''