یادت می آید؟
از خانه تا مدرسه
تمام طول خیابان، پوشیده از درختهای اقاقیا بود.
و باد که گلهای سفیدشان را به صورتمان می پاشاند و عطر شیرینشان را به مشام ما می رساند.
چون تو دوست داشتی شان،
هیچ وقت نگفتم چقدر از این عطر غلیظ خفه کننده متنفرم.
و بعد این همه سال، هزار بار بیشتر متنفر شده ام،
چون تو دوست داشتی شان.

YOU ARE READING
For MOBINA (Completed)
פנטזיהشاید تو هیچ کسی نباشی. شاید فقط یک رویای شیرین و یا یک کابوس شبانه باشی. که لبخند دلفریبی داشت.