Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
سلام رزهای سیاهم.من یه مدت رفتم تو استراحت و پارت جدید نداریم. سعی میکنم تا اونجایی که میشه زودی برگردم.دوستون دارم.Lihat semua Percakapan
Cerita oleh saghi_Sachin
- 3 Cerita Terpublikasi
Black Blood & Red Heart
15.7K
1.7K
78
نامجون پرستیدن رو بلد بود؛ بهتر و عاشقانهتر از هر پرستشگری...
اما معبودش خیانتکار از آب دراومد! جلوی چشمهاش...
The gangster
62
6
1
"دارین... چی کار میکنین!؟"
پسر تازهوارد که صداش زودتر از خودش رسیده بود از سایه بیرون اومد و خط ن...
the enemies
130
9
1
دوستدختر تهیونگ، مینآه، بعد از هفتسال بهشکلی ناگهانی باهاش قطعرابطه میکنه و در نهایت کارتدعوت عروسیش ر...