Part 6

790 98 162
                                        



با فشردن پاش روی ترمز به آرومی تکیه داد و به دامن پارچه‌ای سوهیون که روی پاهاش به خوبی نشسته و رنگ روشن پوستش رو به رخ میکشید خیره شد، گوش‌هاش با صدای باز شدن در تیز شدن.

یونگی با جابه‌جا کردن پاکت جدید سیگارش توی جیب پشتش به سمت در سوهیون رفت و ساق دست‌هاش رو روس لبه‌ی باز پنجره گذاشت و سرشو مقداری به سمت داخل ماشین فرو برد، به نگاه غمناک؛ اما پر آرامش سوهیون خیره شد و لبخندی ملیح زد.

-امیدوارم حال برادرت هرچه زودتر خوب شه و... تهیونگ هم دیگه باعث نگرانیت نشه، ولی خب هرچیزی که لازم داشتی بدون من اینجا هستم، میتونی همیشه رو من حساب کنی.

سوهیون لبخندی شیرین زد و بازوی یونگی رو به آرومی دست کشید.

-میدونم یونگی، من همیشه تورو مثل جین یه حامی قوی میدیدم، همیشه تو رو بیشتر از برادرم دوست داشتم، ممنونم که هستی.

سر شده و شرمنده از نگاه متشکر و قلب مهربون سوهیون به چشم‌های سرخ و ملتهب تهیونگ زل زد که چطور دو دو میزدن تا به مقصودشون برسن، همیشه از این حالت عاشق تهیونگ میترسید و میدونست همین عشق، قراره بنای زندگیش رو فرو بریزه.

سر پایین انداخت و از ماشین فاصله گرفت، دست توی جیب کتش فرو برد و مقداری شونه‌هاش رو از سوز هوا جمع کرد.

-به سلامت برسین خونه، اول استراحت کنید بعد آماده شید برای مهمونی.

سوهیون با حالی خوش دست تکون داد و به سمت تهیونگ برگشت تا ماشین رو دوباره راه بندازه؛ اما تهیونگ با حال زارش به چشم‌های سرزنش‌گر یونگی زل زده بود، بالاخره یادش اومد که برای حفظ غرورش هم که شده نگاه گریونش رو پنهان کنه، پس بی درنگ کلید رو دوباره جا انداخت و بدون انداختن آخرین نگاه به یونگی با سرعت گاز داد و به سمت خونه حرکت کرد.

******************************

به تندی پا روی پدال فشرد و با زدن نیشخندی درست مقابل پاهای کشیده‌ی مقابلش ترمز کرد و موتورش رو به سمت مخالف پیچوند که گرد و خاک مزاحمی اطرافش بلند شد، آهی کشید و بخاطر شلاق‌هایی که از سرمای هوا خورده بود کلاه مشکی‌اش رو از سرش خارج کرد که موهای بلندش و خارج شده از کش‌ مو کنار شقیقه‌هاش جاری شد، دست‌کش‌های کلفتش رو از دستش خارج کرد و در آخر با عقب دادن موهای حالت گرفته‌اش سرش رو کج کرد و با نگاهی مرموز به هر دو مردمک روباهی کنارش زل زد.
ادامس توی دهنش رو جلوش تف کرد و از موتور پیاده شد و روبه‌روی کسی که با لبخندی آروم بهش زل زده بود ایستاد.

-چیه جیهوپ؟ موتور سوار به این جذابی ندیدی؟ یا از حرکت خفنی که زدم هنوز شوکه‌ای؟

جیهوپ خنده‌ای کرد و با انتقال دادن کلاه کاسکت توی دست راستش به دست چپش مشتی به شونه‌ی جونگ‌کوک زد.

𝐌𝐘 𝐃𝐄𝐂𝐄𝐏𝐓𝐈𝐕𝐄 𝐌𝐀𝐍Where stories live. Discover now