=هیونگ میخوام یچیزی بپرسم
+بپرس
=اون دوستت هستا هی پیشته و تورو لمس میکنه
+ته؟
خب چی شد؟
=هرچی باشه
اون رل دار؟
+راجب دوستم درست حرف بزن و به تو چه که رل دار یا نه
=زود حسودی نکن
هوسوک هیونگم خواست ازت بپرسم
+اوهاا هوبی پرسید؟؟
من باید برم این معجزه رو به ته بگم
=چرا معجزه؟
لعنتی اون دوستت که از هوسوک خوشش میومد ته بود؟واوو منم بایدزود برم به هوسوک بگمشش
__________
=ته و هوبی قرار امروز باهم وقت بگذرونن
+شتت من هنوزم تورو از نزدیک ندیدم اونوقت اونا دارن قرار میزارن
=حیحح
+تو از من فرار میکنی؟
=شاید هنوز نمیتونم بهت دید بشم
+باشه
=ناراحت شدی؟
صورتتو بیار بالا میخوام ببینمت
+کجایی؟
=وقتی چشماتو درشت میکنیو به اطرافت نگاه میکنی خیلی کیوت میشی
=اونطوری نکن
+ه....
=هی هی کجا داری میری هنوز قهوت تموم نشد
+دارم میرم کلاس درس دارم
(جیمین در دسترس نیست)
=ولی تا شروع شدن درست ۲ساعت هست
ادامه دار...
Ayyy
میدونم کوتاه بود ولی چون دو پارت آخر متنه گفتم قسمت تکستش جدا باشه:)
YOU ARE READING
jikook texting
Fanfiction(تموم شده) چی میشه جونگکوک بخاطر دوستش به جیمین پیام بده ولی همه چی اونطور که باید میشد نشه؟ تکست جیکوک : ناشناس
