همونطور که از خاندان اوه و البته مادر مادرسهون برمیومد مراسم فوق العاده بود.
یاس های بنفش همه جا دیده میشد و موسیقی ارومی جو سالن رو در دست گرفته بود ، هرچند نفر با لیوان های نوشیدنی ای که در دست داشتن کنار هم ایستاده بودند و مشغول صحبت کردن و اشنایی با افراد جدید بودن. همه چیز فوق العاده بود ، از پذیرایی تا دکور سالن .بکهیون و سهون در حالی که از مادر سهون تعریف و تمجید میکردند لیوان های پر از شامپاین گرونی که مادر سهون سفارش کرده بود و روش تاکید داشت رو مزه مزه کردند و به این نتیجه رسیدند که هیچ نوشیدنی گرون قیمتی به اندازه سوجوهایی که شب ها به همراه رامیون های اماده میخورن خوشمزه نیست.
و در عین حال لوهان در حال تلاش برای نگهداشتن لبخند مسخره و فیکی که مادرسهون وادارش کرده بود تمام شب روی صورتش نگهش داره بود.لوهان که دبگه بیشتر از این نمیتونست اون رفتار مصنوعی رو تحمل کنه نگاهی به جایگاه داماد که کنارش بود کرد و متوجه جای خالیه الفاش و دوست عوضیش شد ، اون احمق ها باز دوباره اون رو پیچونده بودن اون هم در این شرایط!!!
با عصبانیتی که ناشی از دو روز نخوابیدن بود مثل راداری که منتظر پیدا کردن هواپیما های جنگی دشمن و نابودی اون هاست سری چرخوند و با دیدن دوست عوضیش و الفای عوضی ترش به سمت میز غذا خوری حرکت کرد، درسته!
الفاش اون رو کنار مادرش تنها گذاشته بود و درحال غذا خوردن بود؟؟ اون هم وقتی که لوهان دوماهی میشد که برایامشب رژیم گرفته بود!!توی ذهنش اعلام امادگی برای جنگی بزرگ با الفاش کرد و به سمتشون حرکت کرد. در حالی که سعی میکرد ظاهرش رو حفظ کنه و لبخندش رو از بیننبره زیر لب شروع به غر زدن کرد: 《خوشمزست؟》
از لحاظ فنی این یک سوال ساده با یک جواب نسبتا کوتاه بود اما بیاید این رو در نظر بگیریم که طرف حساب بکهیون و سهون ، لوهان بود !!
لوهانی که وقتی عصبی میشد حتی یه الفای حقیقی مثل سهون سعی میکرد زیاد سمتش نره، بالاخره اون لوهان بود کسی که دوست صمیمی بکهیون بوده و مقام بیشترین اخراج از کلاس رو توی دبیرستان داشت.سهون که وخامت اوضاع رو مطلع شد نفس عمیقی کشید و بعد از خواهش و تمنا از الهه ماه با لحنی اروم و محتاط شروع به صحبت کردن کرد:
《عزیزم اروم باش .... اصلا خوشمزه نبود... به امشب فکر کن... شب اخره رژیم سختیگرانه مادره... میتونیم تا صبح باهم کیک بخوریم...》در همین حال بکهیون که انگار چیز خنده دار و جالبی شنیده بود بعد از خند خبیثانه ای خیلی اروم ولی طوری که قایل شنیدن باشه اون زوج رو مورد خطاب قرار داد :《 اوه! نمیدونستم از همچین سبک هایی خوشتون میاد... مشخص شد دلیل مصرف کرم و کاکائوتون چرا انقدر بالاست!》
دقیقا همین موقع بود که سهون میدونست قراره خیلی سخت توسط لوهان مورد حمله قرار بگیره:《 لوهان لطفا بهش توجه نکن... ما اون رو میشناسیم... بیا حرفش رو به حساب این بذاریم که تا هیتش وقت زیادی نمونده و باز قراره بدون پارتنر باشه》

YOU ARE READING
lilac
FantasyCouple: chanbeack - hunhan. Genre: omegaverse. سرنوشت همیشه غیر منتظرست و پر از اتفاقای عجیب از گم شدن حلقه ای که نامزدت بهت میده گرفته تا پیدا شدن جفتت وقتی که برای مواد شوینده کنسرت رایگان گذاشته!