😈*My lovely devil*😈3

750 95 8
                                    

بعد از چند ساعت جین بهوش اومده بود نامجون هنوز پیش جین نشسته بود و با بهوش اومدنش لبخندی زد...

@اهه بهوش اومدی؟بهتری؟ممکنه بدنت ضعیف باشه فعلا نمیخواد بلند شی...برات ی چیزی میارم..

نامجون بلند شد تا برای جین غذا بیاره ک تقویت بشه با گرفته شدن دستش سرجاش وایساد...

¥ممنون ک کمکم کردی....لطفتو جبران میکنم....

@نیازی نیست کاری کنی من مواظبتم....همه چی هم درموردت میدونم پس جا نگرانی نیست...

نامجون میدونست ظاهر جین فقط قوی و ترسناکه باطن  و روحش خیلی ضعیفه و شکنندس....خوب میدونست ک جین میخواد خودشو قوی‌ نشون بده ک هیچ اسیبی نبینه ولی درونش برعکس ظاهرشه....

@خوب استراحت کن غذا هم گذاشتم برات.....
لبخندی زدم از اتاق رفت بیرون ...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

جین غذاشو خورد و یکم بهتر شده بود هنوز ضعیف بود ولی بهتر از قبل شده بود....بلند شد از اتاق رفت بیرون حس میکرد قراره اتفاقی بیوفته....داخل کلیسا راه میرفت.....ب نقاشی های رو سقف و دیوار های کلیسا نگاه میکرد...

گردباد بزرگی وسط کلیسا درست شده بود ....شیطان بزرگ ظاهر شدع بود و ب‌ جین نگاه میکرد...

جین ک با دیدن اون شیطان نفرت انگیز‌  حرصی و عصبی شده بود ...سمتش هجوم برد...و با ناخون های تیزش خنجی رو صورتش زد ک از زخمش خون سیاه رنگی میریخت....

¥کثافط اشغال همه چیمو خراب کردی میخوای خودمم نابود کنی پس چرا همون روز نحس نابودم نکردی؟هان
؟
پوزخندی زد دستشو رو زخم گونش گذاشت..

#اگه میخواستم ک همون موقع میکشتمت.... میخوام زجر بکشی و بمیری....الانم تنبیه خوبی برات درنظر گرفتم...

دستشو رو شونه جین گذاشت و گفت...

#امیدوارم فردا بازم بتونم ببینمت ..کیم سوکجین..

پوزخندی زد و چند تا راهبه ها رو شیطانی کرد ک روی جین تسلط داشته باشن....

جین ک عصبی شده بود و کفرش دراومده بود ...
¥نزدیکم بشید همتونو .....ایییییی

داد بلندی از داغی چوکر فلزیش دور گردنش کرد...
راهبه های شیطانی سمتش اومده بودن و لباس هاشو دراوردن...

جین هرچه تقلا میکرد اصلا قدرتش رو نداشت..

¢باید ی همچین شیطان گناع کار و ب صلیب بکشیم...

جین ک شوکه ب راهبه ها نگاه میکرد حواسش ب بدن لختش نبود

وقتی ب خودش اومد دید ک ب صلیب بسته شدع...
دستو پاشو تکون میداد...ولی فایده نداشت...

راهبع ها با شلاق ب بدن سفید و ظریف جین ضربه های محکمی میزدن و صدای داد و زجه های جین ت کلیسا میپیچید....

😈*My lovely devil*😈Where stories live. Discover now