😈*My lovely devil*😈(End)

562 62 16
                                    

شش سال بعد*

£یااا جیسو گفتم لباستو بپوش اینقدر اینور اونور نرو بیا صبحونتم حاضرع باید بخوری وگرنه مهد بی مهد امروزم نمیبرمت پارک اگه اذیت کنی...

.
.
.
جیسو دختر کوچولو کیوت نامجون و جین بود ک تصمیم گرفتن با لقاح مصنوعی بتونن صاحب ی توتفرنگی کوچولو کیوت بشن و الان پنج سالشه و ی شیطون کوچولویی برا خودشه

+نهه جینی میام الان نمبتونم بلفی رو تنها بذالم ...اونم باید بیاد...
نگاه عروسک اسب تک شاخش مبکرد سفت فشارش میداد...

£بدو جیسو دیرت میشع ها سریع بیا کیفت حاضرع..

جین رفت ت اتاق دید هنوز جیسو اماده نیس کلافه شد نشوندش رو تخت و لباساشو تنش کرد موهاشو با کش مو دوگوشی خرگوشی بست ...ی بوس محکم رو موهاش گذاشت...
£خب الان خوشگل شدی بدو بریم ک نمیخوام مربیت الکی غر بزنه سرمون...

جین جیسو رو بغل کرده بود کیفشو ورداشت رفتن بیرون تا جیسو برسونه ب مهد

.
.
نامجون ک چند وقتی بود هم ب کارای کلیسا میرسید هم کارای شرکت وکالتش...امروز قرار بود جین رو سوپرایز کنه برا سالگرد ازدواجشون داشت برنامه ریزی میکرد... برا کارای سوپرایزش...
.
.
جین وقتی جیسو رو گذاشت مهد رفت سمت خونه کارای خونه رو انجام میداد تا وقتی ک نامجون برگرده
طرفای ساعت چهار ب نامجون زنگ زد منتظر بود ورداره با صدای عشق زندگیش لبخندی زد..

£الو سلام نامجون خوبی..کی برمیگردی ؟

نامجون ک داشت برگه هاشو مرتب میکرد
@سلام بیبی خوبم ت چطوری من امشب دیر برمیگردم ت جیسو متتظرم نمونید سعی میکنم تا قبل شام خودمو برسونم میبینمت

جین ک فهمید حالا حالا ها نامجون نمیاد یکم ناراحت شد...
£باشه اشکال نداره خسته نباشی مزاحم کارت نمیشم ،مراقب خودت باش...
وقتی قطع کرد رفت سمت اشپزخونه کاراشو انجام میداد...
جیسو هم پیش دوستش بود خیالش راحت بود

بعد اینکه کاراشو کرد ساعت پنج رفت دنبال جیسو

£خب پرنسس بگو بیینم امروز مهد چطور بود بهت خوش گذشت؟

+اره خیلی خوب بود حتی دوستم باز پیدا کردم الان..کلی دوست دارم‌‌...تازشم امروز با مامان جونگهو پارکم رفتیم کلی بازی کردیم ...بعدشم..

جین ک متوجه مکث جیسو شده بود دوباره ازش پرسید
£بعدش چی بعدش چیشد؟

+جونگهو منو بوسید...خندیدن*
جین ک نزدیک بود بزنه ب ماشین جلوییش نیش ترمزی کرد..

£هان؟تورو بوسید...کی جرات کرده پرنسس منو ببوسه هان....حتما پرنسس با عقلم بهش گفته ک کارش اشتباهع مگه نه؟

+ بابا جینی منم اونو بوسیدمش...مثل پرنس و پرنسس ها ت کارتون ها..

جین ک دیگه داشت سکته میکرد اروم زد ت پیشونی خودش

😈*My lovely devil*😈Where stories live. Discover now