پیام جدیدی نیست.یونگی سعی کرد که نا امید نشه مخصوصا با توجه به این که خودش کسی بود که "رابطه" تازه شکل گرفته شون به دوستی محدود کرد.
هنوزم،فکر میکنه که اون کار برای هردوشون بهتر بود.
اون نمیتونه به خودش اعتماد کنه که تا کجا بتونه خوب بمونه.
لیاقت هوسوک بهتر از ایناس.
یونگی تا همینجاشم به اندازه کافی گند زده.
اون نمیخواد بیشتر از این به پسر کوچیک تر اسیب بزنه.
CZYTASZ
11:11 pm>>>sope
Fanfictionداستان از جایی شروع میشه که یونگی هر شب ساعت ۱۱:۱۱ از یه شماره ناشناس پیام دریافت میکنه ؛)