جیمین که توی زندان زندانی شده بود به طرف پنجره که چند میله روش قرار داشت رفت و دستشو روی میله شکلاتی گذاشت و با صدای بلندی گفت:«آهای! کسی صدامو میشنوه؟»
با خراب شدن یکی از میله ها لبخندی زد و چکشو از تو جیبش بیرون آورد و گفت:«نامجون چی میگفت؟ آهان! الان میزنم خرابش میکنم!»
با چکش ضربه ای به میله زد اما برخلاف چیزی که میخواست میله درست شد و حتی ضخامتش بیشتر شد.
اخمی کرد و دوباره روی صندلی نشست و گفت:«چرا دست به هر چی میزنم تعمیر میشه؟!»
هنوز یه ثانیه نگذشته بود تا توی غصه های خودش غرق بشه که دیوار رو به روش خراب شد و نامجون وارد زندان شد و گفت:«جیمین!»
جیمین با خوشحالی از جاش بلند شد و خودشو توی بغل نامجون انداخت و گفت:«وای پسر نمیدونی چقدر خوشحالم که میبینمت»
اما با یادآوری دردسری که واسش درست کرده از بغلش جدا شد و با اخم بیش از حد کیوتش گفت:«چی؟ نه اصلا هم از دیدنت خوشحال نیستم چی واسه گفتن داری؟!»
_خب...
جیمین پشتشو به نامجون کرد و با دست بغل بستن گفت:«باهات قهرم دیگه هم حرف نمیزنم»
نامجون آهی کشید و گفت:«باشه اشکال نداره حرف نزن فقط این چهار چرخ رو واسم درست کن خواهش میکنم»
سبد رو توی سلولی که جیمین قرار داشت آورد و تیکه های خرد شده ماشین رو جلوی پای جیمین ریخت.
جیمین نگاهی بهش انداخت و با عصبانیت گفت:«تف توی اون روحت... ببخشید بد دهنی کردم»
آهی کشید تا از عصبانیتش کم بشه و گفت:«از دستت خیلی دلخورم! میدونی بخاطرت چه کار شاخی رو تحمل کردم؟ واسه پیدا کردنت کل دنیا رو گشتم! نزدیک بود توی باطلاق شنی فرو برم! بعدش با سرد ترین پسر دنیا آشنا شدم»
آهی کشید و دوباره روی صندلی نشست و گفت:«وقتی میبینمش لپام گل میندازه... ولی او حتی محل سگ هم بهم نمیذاره! حالا هم که توی زندانم»
نامجون که هیچی از حرفاشو نفهمیده بود سرشو کج کرد و گفت:«جیمین خودتو جمع و جور کن!»
جیمین از جاش بلند شد و دوباره با عصبانیت گفت:«نوچ! تا حالا شده یکی بهت بی محلی کنه و به چشم مجرم بهت نگا کنه؟»
نامجون با یادآوری گذشته سرشو با ناراحتی پایین انداخت و با صدای آرومی گفت:«آره... هر روز شما با من اینجورین»
جیمین که تازه تونسته بود حال نامجون رو درک کنه متعجب سرشو به سمتش چرخوند و گفت:«واقعا؟»
_آره خب واسه همین از بازی زدم بیرون... من فقط یه شخصیت بدم... و الان یه پسر بچه اون بیرونه که منو دوست داره... منم همینطور... ولی رویا شو خراب کردم... پس جیمین خواهش میکنم تعمیرش کن... قول میدم دیگه واسه خوب شدن تلاش نکنم و همون نامجون خرابکار بمونم
YOU ARE READING
Wreck it Namjoon
Short StoryC O M P L E T E D بازنویسی انیمیشن رالف خرابکار Couple: Namjin, Yoonmin Genre: Romance, Fantasy, Adventure Writer: Yuki.YG.JM
