åمه بازیکن ها یکی بعد از دیگری میومدن تا سکه هاشونو تحویل بدن و جزوی از مسابقه بشن و حالا وقتش بود تا سوکجین هم به آرزوش برسه و توی اون مسابقه شرکت کنه.
به آبنباتایی که چشم و دهن داشتن و روی سکو ها نشسته بودن و تشویق میکردن نگاه کرد. توی تصوراتش همیشه اونا رو در حالی میدید که دارن اسمشو بلند به زبون میارن و تشویقش میکنن... و امید داشت که حتما اون روز به زودی میرسه.
لبخند دندون نمایی زد و گفت:«درست به موقع رسیدم»
با شنیدن صدای پسر مو سبزی که پشت میکروفون ایستاد با ذوق بهش نگاه کرد و سریع به سمت ماشین دست سازش رفت تا وارد زمین مسابقه بشه.
پسری که موهای سبز تیره رنگ با چشمای لیمویی رنگ داشت به مسابقه دهندگان و تماشاچیان نگاهی انداخت و گفت:«شهروندان شکر شتاب! اعلاحضرت وارد میشوند... درود بر...»
قبل از اینکه حرفش کامل بشه مردی وارد سکویی که اون پسر مو سبز ایستاده بود شد و گفت:«سلـــام شهروندان من! عزیزان من! بفرمایید آبنبات»
پسر بخاطر اینکه پادشاه حرفشو قطع کرده بود تموم مدت پوکر به تماشاچیا خیره موند.
پادشاه یا همون سلطان نبات شکلاتایی که کنار سکو گذاشته بود رو برداشت و به سمت تماشاچیا پرت کرد و بوسه ای براشون فرستاد و کمی ژست خفن طور گرفت تا ازش عکسای زیبایی بگیرن.
سلطان نبات به پسر نگاه کرد و دستشو توی موهای تقریبا بلند و موج دارش کشید و گفت:«از معرفی دلنوازت ممنونم جونگکوک»
دوباره جونگکوک پوکر تر از قبل شد. اونم به دو دلیل... یک اینکه پادشاه مثل بچه ها باهاش رفتار میکرد آخه یعنی چی که دستشو تو موهاش تکون بده... دو اینکه حس میکرد این جمله آخرش بیشتر شبیه مسخره کردن بود تا تشکر!
به هر حال بدون هیچ حرفی اون صحنه رو ترک کرد.
جین مدال نامجون رو محکم توی دستش گرفت و به مانیتور خیره شد و با تصور اینکه عکسش به عنوان مسابقه دهنده اصلی اون بالا باشه لبخندی زد.
به هیچ کدوم از حرفا و چرت و پرتایی که سلطان نبات میزد گوش نداد و فقط به جمله آخر که گفت "قبل از باز شدن سالن ویدیو آرکید مسابقه انجام میدن و 9 نفر اول جزو مسابقه دهندگان فردا هستن" گوش داد. او باید جزو نه فقط 9 نفر اول بلکه جایگاه 1 باشه! حسش میگفت که واسه این کار ساخته شده و مسابقه توی خونشه. پس از خودش چیزی کمتر از اول شدن انتظار نداشت.
با اتمام حرف هاش رو به شهروندانش سکه ای رو از توی کیفش بیرون آورد و به سمت دایره بزرگی که کنار خط شروع مسابقه قرار داشت پرتاب کرد. دایره بزرگ با قرار گرفتن سکه روش، به سمت بالا پرتاب شد و سکه رو توی جام بزرگی که توی یکی از مسیر های مسابقه قرار داشت انداخت.
STAI LEGGENDO
Wreck it Namjoon
Storie breviC O M P L E T E D بازنویسی انیمیشن رالف خرابکار Couple: Namjin, Yoonmin Genre: Romance, Fantasy, Adventure Writer: Yuki.YG.JM
