درود به ریدر های عزیزم.
این هم از چپتر دو.
امیدوارم از این چپتر هم خوشتون بیاد.
کامنت یادتون نره. شما هر وقت که به شرط برسونین من اپ میکنم چون تا چپتر ده این فف امادهاس.
2500 words
150 comments
___
"میتونم بپرسم چجوری شد که سر از فرمول یک دراوردی؟"
هری درحالی که داشت انگشت های دستش رو فشار میداد پرسید.
لویی وقتی که گیلاسش رو سر کشید به سمت بارتندر کشیدش و بهش علامت داد پرش کنه، اون واقعا ظرفیت بالایی داشت!
"اسمت چیه پسر؟"
"اممم...من؟"
لویی سرش رو جلو اورد، یک دستش رو کنار لب هاش گرفت و اروم گفت:
"شخص دیگه ای هم اینجا هست که من دارم باهاش صحبت میکنم؟"
هری بخاطر لحن مرد روبروش دوباره سطح جدیدی از هورمون ادرنال رو توی وجودش احساس کرد، اون لعنتی هرکاری انجام میداد باعث استرسش میشد!
شاید هم هیجان؟
معلوم نبود....
"من اممم...هریم، هری استایلز."
"اسم زیبایی داری هری."
خب هری دیگه قرار نبود به هر کلمه ای که اون لعنتی میگه فکر کنه!
پس شروع کرد به نادیده گرفتن...این بهترین کاری بود که میتونست انجام بده، الان میخواست فقط لذت بره نمیتونست حواسش رو برای اینکه اون الان اسمش رو زیبا خطاب کرده پرت بشه.
"هری...رانندگی توی فرمول یک ساده نیست، مثل پیاده روی توی پارک نیست، تو باید سالیان سال براش تمرین کنی، علاوه بر ماشین خوب، باید بدن اماده ای داشته باشی، هرروز نیازه که ورزش کنی رژیم غذایی باید داشته باشی و زمان هایی که دوستات میرن پارتی میگیرن و خوش میگذرونن تو باید تمرین تمرکز انجام بدی، هنوز که هنوزه من قبل از مسابقه تمرین تمرکز انجام میدم و یک تمرین جداگونه و کارای خودش رو داره.
من عمرم رو توی جاده گذروندم، سرعت تنها چیزیه که من توی زندگیم بهش اهمیت دادم."
VOUS LISEZ
Formula1 [L.S]
Fanfictionبذار یک توصیهای بهت بکنم؛ دنبال چیزای عادی در ادمایی که با رانندگی در مسیر مارپیچ جون خودشون رو به خطر میندازن، نباش!
![Formula1 [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/372969678-64-k850580.jpg)