"چطور کمکی؟لو تو تمام مدت مزاحمم میشدی."خندیدم و شروع کرد قلقلک دادنم و داشتم بیشتر میخندیدم.
"تموم،تمومش کن لطفا" داد زدم ولی اون نمیخواست.
"لویی،لطفا،هرکاری میکنم." متعجب تمومش کرد و با یه نیشخند رو لباش بهم نگاه کرد.
"هرکاری؟" دور کمرمو گرفت بغلم کرد و منو کشید نزدیک تر.
"آ-اره" با لکنت گفتم، نمیدونستم کجا رو نگاه کنم.
"میذاری آرایشت کنم؟" پرسید،لبشو گاز گرفت. خب این قابل پیشبینی نبود.سرمو سریع تکون دادم ،لبخند زدم وقتی چشماش روشن شد.
رفتیم حمومو روی توالت نشستم. وسایل آرایشو پیدا کرد و جداشون کرد .
"فکر کنم اول باید پودر بزنم درسته؟"پرسید و با لبخند سر تکون دادم.در پودر و باز کرد و شروع کرد به زدنش. خیلی ملایم بود و با لبخند بهم نگاه میکرد.
"الان،سایه!" با صدای بلند گفتم.سایه بخش مورد علاقم تو آرایشه.باعث میشه چشمام خوشگلتر بشن.
"سبز میزنم،باعث میشه چشمات زیباترین باشن،البته همین الانم هستن."لویی لاس زد و قرمز شدم.
-----
بعد از ارایش روی تخت کادل کردیم و احساس راحتی داشت.ولی هنوز نمیدونستم که چی بودیم.میترسیدم که بپرسم.
"بیبی؟"لویی پرسید "دوست پسرم میشی؟ "
قابل فهم بود که خیلی خیلی سوپرایز شدم. من از اول روش کراش داشتم .ولی حتی جرعتشو نداشتم که بهش نشون بدم.اون خیلی استریت بهنظر میوند.
با دقت بهم نگاه میکرد ،با لبخند سریع سرمو تکون دادم .خیلی سوپرایز شده بودم که بخوام حرف بزنم.
"البته که میشم" داد زدمو بعد بغلش کردم.
بعدش اولین بوسهمونو به عنوان دوستپسر داشتیم.
-----
HARRIET
Sun,23Jun
00:32 a.m
YOU ARE READING
Dangerously Pretty [L.S](Persian Translation)
Fanfiction[Completed] "لویی چکار داری میکنی؟میتونن ما رو ببینن." "اهمیتی نمیدم پرنسس. فقط بذار ببوسمت. میتونم؟" "آ-آره." warning:boyxboy smut Written by: @Lovely-zianourry Translated by: @ItsHarrietStyles
](https://img.wattpad.com/cover/190674032-64-k392997.jpg)