"زود باش،منو با این لباسا خجالت زده نکن هری. میدونی که باید مثل پدرت باشی.تو هنوزم میدونی که کشیش چی گفت؟اگه تلاش کنی درمان میشی." مامانم گونمو کشید ،اشاره میکرد که برم اتاق و لباسمو عوض کنم. من یه نیم تنه و جین تنگ پوشیده بودم و یه ذره ریمل داشتم.من هیچ اشکالی توش نمیدیدم اما بطور واضحی اون اشتباه بود و اشکال داشت.یه مرد باید رفتار مردونه داشته باشه ،از بقیه محافظت کنه و قوی باشه.
اما من فقط میخواستم زیبا باشم.میخواستم واسه ادیشن زیبا باشم.درست شنیدید -ادیشن.امروز روزیه که بهم میگه میتونم یه اینده مثل یه خواننده ،یه ارتیست داشته باشم.
"مامان،لطفا.حداقل میشه سعی کنی منو بخاطر کسی که هستم قبول کنی؟"من خسته بودم از صحبتای اون راجب پسری که از من بهتره .من حتی اونو نمیشناختم از زمانی که اون رفت وقتی که بچه بودم.
"ولی هری ،تو این نیستی.تو این شدی.حالا برو،لباسای نرمال بپوش.هیچکس قرار نیس تو این لباسا از تو خوشش بیاد.این واسه مردم عادی نیست که گی یا فمنین (feminine) باشی .این درست نیست."گریم گرفت.چطوری میتونه؟اون مادرم بود.اون باید منو دوست داشته باشه بخاطر کسی که هستم و سعی نکنه تغییرم بده.چرا،خدا،من لایق اینم؟
"اوکی"من تسلیم شدمو رفتم اتاقم .کمدمو زیرو رو کردم تا بلخره یه چیز پیدا کردم که یه کوچولو مردونه باشه.من هنوز جین تنگمو میپوشم ولی نیم تنمو با یه پلیور عوض کردم.خوب بود،یکی از لباسایی که دوسش دارم و مردونس.
برگشتم پیش مامانم منو که دید سرشو با لبخند تکون داد.
کلیداشو برداشت و سوار ماشین شدیم.
موقعی که رانندگی میکرد سکوت بود.من داشتم به این فکر میکردم که چجوری میشد اگه مامانم قبولم میکرد.احساس خوبی داشت؟شاید من لایق شاد بودن نیستم،بخاطر اینکه زشتم.با کاتای (cuts) رو رون پام یا صورت بدون ارایشم.
ما رفتیم و بعد یه مدت ادیشن شروع شد.
------------
"اسمت چیه؟"سایمون،سخت ترین داور پرسید.
"سلام،اسم من هری استایلزه و شونزده سالمه و توی نونوایی کار میکنم."نونوایی تنها جاییه که میتونم چیزی که هستم باشم.اونا منو بخاطر کسی که هستم قبول کردن و منو بخاطر کسی که هستم دوست دارنو من احساس خوبی ازاینکه دوستم دارن و قبول شدنم داشتم.
"اوکی ،هروقت احساس کردی اماده ای شروع کن."اون گفت.یه نفس عمیق کشیدمو شروع کردم.
Isn't she lovely
Isn't she wonderfull
Isn't she precious
Less than one minute old
I never thought through love we'd be
Making one as lovely as she
But isn't she lovely made from love
اهنگو خوانندگی تمام چیزایین که میخوام انجام بدم.باعث میشه احساس زنده بودن و خوبی داشته باشم.و هرکسی که صدای منو شنیده میگه من تو این کار خوبم،ولی مامانم.اون هیچوقت چیز خوبی راجبم نگفته.
Isn't she pretty
Truly the angel's best
Boy, I'm so happy
We have been heaven blessed
I can't believe what God has done
through us he's given life to one
But isn't she lovely made from love
Isn't she lovely
Life and love are the same
Life is Aisha
The meaning of her name
Londie, it could have not been done
Without you who conceived the one
That's so very lovely made from love
وقتی خط اخرو خوندم دوباره گوشامو ازاد کردم خب میتونم بشنومشون.مردم دیوانهوار دست میزدم و من خوشحال بودم.مردم از خوندن من لذت برده بودن که باعث میشد احساس کنم که لیاقتشو دارم،چیزی که تا الان احساسش نکرده بودم.
از وقتی مامانم رازمو فهمید از من متنفر شد.البته که جلوی مردم نه ولی وقتی تنها میشدیم .و نه با رفتارای خشونتامیز ولی با کلمه ها .که بیشتر بهم اسیب میزنن.
خب من پدر ندارم که بدونم اونم اینجوری رفتار میکرد یا منو قبول میکرد و باعث میشد احساس کنم دوستم داره.بعد از همه این زمان من تعجب میکنم.
چرا ما رو ترک کرد؟مامانم کاری باهاش کرده بود؟من خیلی وقت پیش متوجه شدم که مامانم حتی نزدیک فرشته هم نیست.جما هم اینو میدونه.جما خواهرمه.و حتی اگه رفتارش رو با من میدید بازم کاری نمیکرداون در حال حاضر از ما دور شده و لازم نیس با ما سر کنه.اگه بخوام صادق باشم این بدتر اسیب میزنه.
"خب،هری،من فک میکنم تو پتانسیل داری ولی...."
"خفه سایمون،اون عالی بود،تو یه آره از من گرفتی."
لوییز (Louise) با یه لبخند گفت من میتونستم ببینم که سایمون سعی میکنه که بهش نخنده و با ناراحتی بهش نگاه کنه.ولی نتونست.با صدا بلند خندید.و فکر کنم اون باعث شد که بگه اره.
من سه تا اره گرفتم و به مرحله بعد رفتم و من تنها میتونم امیدوار باشم که مردم برای من تبعیض قائل نشن بخاطر کسی که هستم.
--------
خب اینم از مقدمه .امیدوارم دوسش داشته باشین!
لطفا یادتون نره رای بدید و کامنت بزارید.
Xx
--------
Harriet
Thu,13Jun
1:05 a.m
BINABASA MO ANG
Dangerously Pretty [L.S](Persian Translation)
Fanfiction[Completed] "لویی چکار داری میکنی؟میتونن ما رو ببینن." "اهمیتی نمیدم پرنسس. فقط بذار ببوسمت. میتونم؟" "آ-آره." warning:boyxboy smut Written by: @Lovely-zianourry Translated by: @ItsHarrietStyles
](https://img.wattpad.com/cover/190674032-64-k392997.jpg)