3

126 54 275
                                    


های گایز🚶🏻
دریون جر خورده و افسرده از زندگی در خوابگاه خدمتتون رسیده....
اگه تجربه ای برا شل کردن در مقابل این نوع تخمی زندگی دارید فرو‌کنید ب کامنتا چون واقعا اعصاب و روان نمونده برام/:

راستی لیام داشتیم.... وای😭😭😭

خب یه توضیحی بدم اول:
در سایدشو ها یا همون مسابقه های خیابونی غیرقانونی، هر ماشین یک اسم داره. اسم ماشین زین melice و‌ اسم‌ ماشین لیام bitter هست.

ووت و کامنت و اینا یادتون نره و‌اگه کثدستی داشتمم فدای سرم🤺🕊

××××××××××××××××××××

صدای زنگ گوشی پسر بلند قامت رو‌مجبور کرد دست از بررسی نقشه شهر اوکلند برداره و با قدم هایی بلند خودشو به کانتر اشپزخونه، جایی که گوشیشو رها کرده بود برسونه.

با دیدن اسم شخصی که در حال تماس بود سریع تلفنشو برداشت و به گوشش چسبوند:

"آقای برنت! صبحتون بخیر...''

صدای ملایم پشت تلفن با بی حوصلگی تمام جواب داد:

''تونستی بفهمی پسره کجاست؟چون الان نزدیک یک سال از اون ماجرا گذشته و تو هنوز درگیر پیدا کردن یه موقعیت برا انجام کاری هستی که ادعا داری توش بهترینی.''

چشم های سبز رنگ پسر پشت تلفن از خشم لرزید و با صدایی که سعی در کنترل کردن میزان بلندیش داشت گفت:

"قربان شما میدونید که نمیشه وسط خیابون انجامش داد. علاوه بر اون ریسک اینکه موقعیت از ن....''

صدای فریاد پشت تلفن باعث نصفه موندن حرفش شد:

"اهمیتی نمیدم چی داری بلغور میکنی... انجامش بده وگرنه جایگزین میشی و مجبوری بقیه عمرتو با رانندگی توی پیستای زنگ زده قانونی بگذرونی استایلز!‌"

و صدای بوق ممتد نشونه قطع شدن تلفن بود.

برنت به خوبی میدونست هری رو با چه چیز هایی تهدید کنه تا پاسخ زودتری بگیره و برعکس اولین ملاقاتشون، که در مقابل گستاخی هری ساکت مونده بود، حالا دیگه بی صبر شده بود و در هر موقعیتی بهش میپرید و تهدیدش میکرد تا زودتر به نتیجه ای که میخواد برسه.

هری چند ثانیه ای به صفحه گوشی خیره شد و مشتشو روی سطح صاف کانتر کوبوند.

خودش هم میدونست این دفعه زیادی طول کشیده تا یک نفر رو پیدا و کارشو بکنه پس باید زودتر دست میجنبوند.

×××××××××××××××××××××××××

صدای همهمه تو اتاق کم کم داشت زین رو کلافه میکرد. دستی توی موهاش کشید و پک محکمی به سیگار بین انگشتاش زد و عربده بعدی نایل کافی بود تا کنترلشو از دست بده:

OAKLAND [Z.M]Where stories live. Discover now