"54"

164 24 13
                                        




Tae pov:

روی صندلی نشستم، سعی داشتم نگاهم عاری از هر احساسی باشه. راستش بیش تر از اون سعی داشتم به کوک کمک کنم.
و فکر میکنم این دو تا نقشه باهمدیگه همخوانی خوبی نداشتن.

_سلام دکتر لی.

لی فقط نگاهم کرد و زیاد طول نکشید تا حرف بزنه.

-توام فکر میکنی قاتل منم؟

_برای اینکه تشخیصش بدم اینجام. باهام همکاری میکنید؟

-خب شروع کن.

بلافاصله زمزمه کرد و بهم خیره شد. حالا اینجا توی اداره ی پلیس آدم سر راست تری به نظر میرسید امیدوار بودم این قضاوتمو راحت تر بکنه.

_ گفتید زمان قتل توی خونه تون بودید؟ از چه ساعت تا چه ساعتی؟ 24 جولای بین ساعت 8شب تا 12.

_ خیلی وقت ازش گذشته، درست یادم نمیاد ولی احتمالا.. از چهار خونه بودم.

_مغازه نرفتید؟ یا کسی رو به خونه تون دعوت نکردید؟ فرصت دارید هر چه قدر میخواید فکر کنید.

-نه، خریدامو یکی دیگه انجام میده و تنها بودم.

خیلی سریع جواب داد و به چشمام خیره شد.

_ فرداش چه ساعتی به محل کار رفتید؟

-مثل همیشه ۸ صبح.

_ خب پس این که هیچی. بیاید بگیم به کسی مشکوک هستید یا نه؟ پلیس ها بهتون ویژگی های قاتل رو گفتن درسته؟ چی فکر می‌کنید؟

-پلیس هیچی به من نگفته، فقط یه عنوان قاتل اوردنم اینجا.

_ روانشناس جنایی نیاوردن؟

بی اطلاع بودم اما احتمالا باید یکی رو آورده بودن.

-آوردن ولی حرفی نزد.

خیره بهم زمزمه کرد.

ته: خیله خب باشه. پس من میگم.

نفسی گرفتم و به شیشه ی سیاه که احتمالا جونگکوک و جیمین پشتش بود نگاه کردم.

ته: به خاطر شیوه ی کشتن، اینکه توی خونه معمولا مقتولین رو گیر میندازه، بودنش توی اجتماع و یه آدم با اعتماد به نفس رو نشون میده..درسته؟

ناخودآگاهم اون رو سونبه م میدید و همین طور اگه باهاش چک میکردم میتونستم هر قسمت از واکنش هاش رو بهتر بررسی کنم.

سرشو تکون داد و دستای بسته‌شو بالا برد و رو صورتش کشید.

-درسته و علاوه بر این احتمال اینکه قاتل مقتولین رو میشناخته زیاده.

_آشنا بوده؟ آشنای کی؟ مقتولین؟

-حداقل اینو راجب نورا میدونم که گفته شده خودکشی کرده پس حتما یکی تو خونه بوده یا باهاش اشنا بوده که نورا تو خونه راش داده مگر اینکه اثر درگیری تو خونه یا بینشون باشه.

Revuer [kookV, yoonmin] COMPLETEDonde viven las historias. Descúbrelo ahora