بلاخره نایل نگرانیش تموم شدو من و از بیمارستان رسوند خونه علت بالا اوردن خون این بوده که من خیلی لاغرم و روده هام کوچیک شدن غذا که خورده میشه بدن عادت نداره و فلان فلان فلان یعنی از این به بعد مجبورم پر خوری کنم ولی خونشم باید تحمل کنم.
دست به سینه خودمو فشار دادم به صندلی ماشینو از شیشه به بیرون نگاه میکردم"نایل من نمیرم خونههه"
غر زدمو نایل به حرفم گوش نکرد زیر چشمی نگاهش کردم اون داشت با اعصبانیت به جلو نگاه میکرد احساس میکنم خیلی رو اعصابشم
بغض کردمو به بیرون نگاه کردم وقتی رسیدیم خونه سریع از ماشین اومدم بیرونو رفتم تو اتاقم بعد چند دقیقه فهمیدم بقیه پسرام تو خونن حتی ویکتورم اونجا بود کولمو باز کردمو چشمم افتاد به یه سیب هنوز گشنم بود
سیبو گرفتمو اروم گاز زدم و خیلی زیاد میجویدم تا باز خون بالا نیارم
وقتی سیبم تموم شد لباسامو عوض کردمو صفحه اینستامو باز کردم
-هی ادری منو بچه ها به یه رستوران لوکس دعوت شدیم ویکتور قراره تورم بیاره راستی کلی فن اونجاسن که منتظرتن تمام دوستای روسیتم اینجام اوه منو یوری که خیلی منتظرتیم
و...وا...وات ده
با دو از اتاق خارج شدمو بالا پله ها وایسادم"وییییییکتوووووور توی لعنتیییی...."
ویکتور که انگار تو گوشیش بود پریدو به دوروبرش نگاه کرد سرشو اورد بالا و با تعجبو ترس نگام کرد"وات ده فاااااعک تو نیومدی اینجا تمرین کنیم اومدی منو ببری هتل روسیه برای جشنننن؟"با حالت سوالی نگاش کردم من خیلی دلم میخواد برم اما تمرینات چی
ویکتور ابدهنشو قورت داد"خ..خب...م..من میخواسم...بگم..ا..اره...خ..خب..."جیغ زدم و بالا پایین پریدم اون لکنت گرفته بودو ترسیده بود
پسرا با تعجب نگام میکردن یه دفعه وایسادمو صدامو صاف کردم لبامو جویدم تا معلوم نشه میخوام بخندم"کی میریم؟"ازش پرسیدم
یه نگاه کوچیک به نایل انداختو انگار اجازه میخواست نایل آه کشیدو لبخند زد"اگه ادری میره منم میام" بقیه پسرام گفتن که میان یععععس
اوپس تیلورم قراره بیاد اوه نوووو یه دفعه پوسیدمو با بی حوصلگی رفتم تو اتاقم نمیخوام تیلور بیادو خودشو بچسبونه به اری و باعث بهم خوردن حال من بشه اوه کام ان ادری خو نگاشون نکن
"ادرررییی پاشو وسایلاتو جمع کن"شعت همین الان؟
چمدونمو باز کردم و شروع کردم به پرت کردن وسایلام داخل کیفم صدای در اومد فکردم نایله"نایل میتونی بیرون وایسی لباسامو جمع کنم عوض کنم سریع میام تو خودت نمیخوای جمع کنی؟"
"من نایل نیسم و این که من میتونم سریعتر از تو وسایلامو جمع کنم چون از اونجایی که تو خیلی شلوغی عمرا بتونی وسایلاتو سریع پیدا کنی"
