thats my girl

43 3 1
                                    

(  این اتاکه)
دو ساعتم با ورجه وورجه رفتن رو بدن نایل در حالی که سعی میکردم راحت تر بغلش بخوابم گذشت پسر اون به یه wc جانانی نیاز داره
به خاطر افکار کثیفم خندم گرفتو نایل بهم چشم غره رفت "ساری ددی"با شیطنت گفتمو لوییو هری که کنارمون بودن از خنده ترکیدن

نایل یه دفعه زیر باسنمو خالی کردو از رو پاش لیز خوردم کف ماشینو جیغم در اومدم یه ذره اشکم از گوشه چشمام اومد بیرون"از...ازت متنفرممممم"چرا این اتفاقا وقتی باید بیوفته که من تازه پریودیم تموم شده لعنتی دردش بدتر از خودشه مخصوصا دردی که 7 روزو یه هفته بعدش داره فاعک

"م..معذرت میخوام حالت خوبه نمیخواسم دردت بگیره ا..اصن بیا رو پام ادددری ببخشید"

بهش چشم غره رفتم و زبونمو اوردم بیرونو انگشت فاکمو نشونش دادم"اصلن رو پات دیگه نمیشینم ددیه بد"یکم مکث کردم و دوباره نیشخند زد"جوجه"لعنتی حالا کجا بشینم؟

دوتا دست بزرگ زیر دستامو گرفتو بلندم کردو گذاشت رو پاش نایل بود دستاشو محکم دور من حلقه کرد مثل پسر بچه هایی که اسباب بازی سوپر من گرفتنو عاشقش شدن"لازم نکرده همینجا میشینی!"نیشخند زدم و دست به سینه نشستم"اینو به عنوان یه معذرت خواهی در نظر میگیرم "کل ماشین رفت هوا و هری بزور جلو خندشو گرفتو نایل یه گاز بد از دستم گرفتو جیغ زدم"ااااییییی"محکم زدم جای حساسشو جیغ اونم بلند شد"اهههه کوچولوی"دو تا دستامو گرفتو میخواست حولم بده جیغ زدم "بزاااار برم"محکمتر زدم جای حساسشو ایندقعه از درد قیافش جمع شد سریع پریدم قسمت جلویی ماشین کنار جماو دستامو ماساژ دادم داد زدم"وحشیییی دردم گرفت"

اونم از اون طرف داد زد"حقته از این به بعد اینجوری میکنم که ادب شی"از بالا صندلی بهش زبون درازی کردمو اشغال موز هریو گرفتمو پرت کردم تو صورتش ازش عکس گرفتمو نیشخند زدم

"تووو روحت"نایل داد کشیدو از خنده رو جما ولو شدم اونم داشت میخندید

گاردم شیشه جلورو کشید پایینو با اخم نگامون کرد"اقای هوران لطفا اروم تر وگرنه مجبور میشم همینجا پیادتون کنم"

دستمو به عنوانه موفقیت بالا بردم"اووووه یععع دتس مااای بوووی"(قربون صدقه رفت مثلا زیاد اهمیت ندین:|)

گارد ادامه داد"شمام همینطور خانم هوران "شیشرو داد بالا و پسرا خندیدن بیشعور...

رفتم طرف جماو در گوشش سوال پرسیدم"تیلور نمیاد؟"

اون سرشو تکون داد"چرا ولی جدا از ماشین ما گارداش یکم حساسن نمیزارن زیاد تنها اونور اینور بره

چشمامو چرخوندم"اوه"همینو گفتم و پیش ویکتور نشستم دستش یه دفعه دورمو گرفتو منو به خودش نزدیک کرد"ادددریی بیا عکس بگیریم"فاعک...

"نههه قیافم بددده"دوباره منو برگردوند سرجام و در حالی که داره لپامو بوس میکنه عکس گرفت هر چند منم انگشت فاکمو تو دوربین نقش دادم

skateOpowieści tętniące życiem. Odkryj je teraz