victor

43 7 1
                                    

وقتی رسیدیم خونه نایل برام درو باز کردو برام چایی درست کرد چون من به شدت سرما خورده بودمو سینوزیدم شروع شده بود

لباسامو عوض کردم خودمو با تنبلی انداختم رو مبل و گربمو بغل کردم

"ادری...خوبی؟"نایل با نگرانی پرسید بهش یه لبخند الکی تحویل دادمو سعی کردم خودمو خوب نشون بدم

"من...عالیم اره عالیم خوبم چیزیم نیست اره..."سعی کردم بغزمو قورت بدم به اتفاقات دیروز فکر نکنم

نایل که تا الان نفسشو نگه داشته بود داد بیرونو چای و داد دستم

"دیگه نگران نباش اون لعنتی نه دیگه میتونه راه بره نه میتونه بهت نزدیک بشه"

دیگه نمیتونه راه بره...؟!

هیچ جوابی به حرفاش نتونستم بدم..."دختر کارت حرف نداشت هر وقت یکی اذیتت میکرد حالشو میگرفتی خواهر خودمه"

نایل تشویقم کرد ولی من فقط سرم پایین بودو هیچ جوابی نمیدادم

"ا..ادری؟"با صدای نایل به خودم اومدم و متوجه شدم بزور جلوی اشکامو گرفتم و گونه هام قرمز شده

"کیتننن من گریه نکن همه چیز حل شد دیگه نمیخواد ناراحت باشی"اون هودمو کشید عقبو شروع کرد به نوازش موهای لختم

من دوباره بغضمو قورت دادمو سرمو تکون دادم...برای این که دیگه بغزم نگیره چاییمو داغ داغ خوردم و بروی خودم نیاوردم که خیلی داغه

هفته بعد کریسمس و نایل دوستاش قراره کاراشونو زودتر تموم کنن پس روز بعد من با نایل برم استادیوم ضبط ویکتور میخواست امروز با من تمرین کنه به خاطر مسابقات ولی گفت که بهتره بعد از اونجا بریم تا منم کمی استراحت کنم

پس یه بلیز مشکی که روش عکس ببر بودو با یه شلوار جین مشکی تنگ و ژاکت زردم(که اونم پلنگیه:|اقا کفشاشم پلنگیه دیگه نگم:|)پوشیدمو هودمو کشیدم جلوم

به موهام نگاه کردم لازم نبود از برس استفاده کنم نایل از بیرون بوق زد پس من مجبور شدم سریع تر برم

بیرون که رسیدم دیدم نایل تو ماشین در حالی که یه مش خبرنگار ریختن دورش وایساده سریع رفتم طرف ماشین گاردا اونارو کنار زدن

"ایا درسته که دو روز گذشته سعی شد بهتون تجاوز بشه؟"
"میشه بیشتر توضیح بدین"
"هنوزم میخواین به مسابقات ادامه بدین؟"
"برنامتون برای کریسمس و مسابقات چیه"
"ایا مربیتون ویکتور برنامه شمارو انتخاب کرده؟میشه دربارش بگین"

دهنای گنده کثیفتونو ببندین احمقا...

خودمو پرت کردم داخل ماشینو جواب هیچکدومشو ندادم نایل سریع ماشینو راه انداختو از بین خبرنگارا اومد بیرونو بلاخره ما توی خیابونا بودیم

skateWhere stories live. Discover now