yaldalovessummer
الان دو و نیم صبحه و من از بیخوابی واتپد رو باز کردم....لا به لای هزاران نوتیفی ک ماه هاست چک نکردم یاد این افتادم ک تو نویسنده مورد علاقم بودی و من دوستت داشتم.
چند سالی میگذره از وقتی که توی کامنتای بین پاراگراف ها باهم حرف میزدیم...اگ اشتباه نکنم یادمه یبار گفته بودی رشته ت علوم آزمایشگاهی هست و فکر میکنم ترم های اول بودی....الان قطعا تموم کردی و جایی به کار مشغول شدی و شایدم با کسی آشنا شدی....منم بزرگ شدم، دبیرستانی بودم اون موقع ولی فردا باید برم سرکار=)
دو روز پیش تولد لیام بود و خب اون دیگ الان نیست ولی جزوی از خاطرات نوجوونیم هست همینطور که تو و تمام بچه های این فندوم جزو خاطرات روز های خوبم هستین
راز مرسی که با قلم ت خاطرات قشنگی برای هممون ساختی❤️
yaldalovessummer
@yaldalovessummer نوجوونی قشنگی داشتیم ولی میدونم روز های حال و آینده قشنگ ترن،برات خوشحالم راز،برای سر و سامون گرفتنمون خوشحالم❤️
atalebymystery
@yaldalovessummer آه آره :`} درسم تموم شده میرم سرکار بزرگ شدیم خودم هنوز باورم نمیشه دیگه نوجوون نیستم انگار اون دوران برام تموم نمیشه