swan7boy
عشقِ یک آدمکش
«سه سال از آن حادثهی ناگوار میگذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگیاش کنار بیاید. چه میشد اگر سر و کلهی یک ناجی در زندگیاش پیدا میشد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
Couple: kookv, yoonmin
Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
بخشی از فیکشن:
تمام بومها رو روی زمین میانداخت و داد میزد... از اعماق وجودش.
دست خونینش رو بالا آورد و چونهی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
- ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy