Kookmin (my half brother)2

230 18 11
                                        

part64

چشمامو باز میکنم و دستمو به سمت لباسش میبرم و بعد از باز کردن دکمه های لباسش نگاهم به نوک سینه های صورتیش می افته..با ولع به سمتش خم میشم و بعد از مکیدن هردو نیپلش نوک دماغمو به ارومی از قفسه سینش تا نافش میکشم و برای لحظه ایی مکث میکنم و عطر شکلاتی بدنشو وارد ریه هام میکنم....
بوسه ریزی روی نافش میزنم و با مکیدن پوست شکمش به سمت پایین پیشروی میکنم و بعد سرمو بلند میکنم و به چشمای نیمه بازش نگاه میکنم
_اجازه هست قشنگم؟
_کوک...
_جانم...
_دوست دارم
با شنیدن این حرفش پیچش خوشایندی زیر دلم به وجود میاد و لبخندی میزنم و همینطور که به چشمای خمارو کشیدش نگاه میکنم شلوارک کوتاهیی که پوشیده بود رو پایین میکشم...
شورت نپوشیده بود....نمیتونستم به چشمای جیمین نگاه کنم...نمیتونستم چون با پایین کشیدن شلوارکش رون های سفید و تپلش و مچ ظریفو قشنگش نمایان شد...
دستمو به آرومی روی رون لطیفش میکشم و بخاطر نرمی نوزاد گونه پوستش برای لحظه ایی از لذت چشمامو میبندم و لب پایینمو بین دندونام فشار میدم...چشمای خمارمو باز میکنم و به سمت داخل رونش خم میشم و بعد از بوسیدن و مکیدن قسمت های داخلی رونش دیک صورتیشو توی دستم میگیرم و فشار کوچیکی بهش وارد میکنم که ناله کوتاهی میکنه..
لیسی به نوک صورتیش میزنم و همشو یجا وارد دهنم میکنم

ویو جیمین

هق کوتاهی میزنم و دستمو توی موهای مشکی و بلندش فرو میکنم که با بالا و پایین شدن سرش ناله بلندی میکنم و پاهام شروع به لرزیدن میکنن
وقتی حرکت سرش متوقف شد میخواستم از لذت گریه کنم
سرشو که بلند میکنه و به چشمام نگاه میکنه با لبای آویزون شده میگم
_جونگکوکی

ویو جونگکوک

با دیدن لبای صورتی و آویزونش با حرص به سمت بالا میرم و مک محکمی به لبش میزنم
_جانم؟ جانم ماه قشنگم؟!
_جیمینی جونگکوک کوچولو رو میخواد

ویو جیمین

چشماش از شدت شهوت درخشید و روی زانو هاش بلند شد و بعد از در اوردن لباسش زیپ شلوار مشکیشو پایین کشید و بدون اینکه به خودش زحمت بده شلوارشو دربیاره دیک کلفتش که حالا از شدت تحریک شدگی شق شده بود رو از شورتش بیرون کشید و بعد از چند بار هندجاب رفتن دوباره روی بدن ظریفم خم شد و انگشت کشیدش که حالا کمی از پریکامش روش بودو روی لبام کشیدو با صدایی گرفته گفت
_اینجا لوب ندارم...پس با دهن خوشگلت برام خیسش کن بیبی
دهنمو به ارومی باز میکنم و زبونمو دور تا دور انگشتش میکشم و مک محکمی به انگشتش میزنم
_کافیه بیب

ویو جونگکوک

دستمو به سمت پایین میبرم و همینجور که به چشمای قشنگش نگاه میکنم انگشتمو دایره وار دور سوراخ مقعدش میکشم
_اههه شتتت
به ارومی انگشتمو واردش میکنم و کمی جلو و عقب میکنم...
به سمت گردنش خم میشوم و در حین مارک کردن گردنش یه انگشت دیگه هم اضافه میکنم و سریع تر و عمیق تر از قبل انگشتمو داخلش حرکت میدم
_اهه کوک...اهه نه
گونه و لبای صورتیشو چند بار میبوسم
_هیششش
انگشت سومم وارد میکنم که جیمین شروع به وول خورردن میکنه که کمر باریکشو محکم توی دست آزادم میگیرم و انگشتمو سریع تر درونش حرکت میدم و با پیدا کردن نقطه حساسش چند بار انگشتمو محکم روش فشارش میدم...

ویو جیمین

با صدای بلند ناله میکنم

_لطفا...لطفا خودتو میخوام...اهههه

ویو جونگکوک

_برگرد بیب...بذار از پشت انجامش بدم...اینجوری بهتره
با بیحالی برمیگرده و حالت داگ استایل قوسی به کمرش میده و باسنشو روبه بالا میبره که تفی روی دیکم میندازم و بعد از اینکه حسابی خیسش میکنم با یکی از دست هام یکی از لپ های تپلو سفیدشو میگیرم و به ارومی انگشت شستمو واردش میکنم و بعد از عقبو جلو کردن انگشتم عضومو روی ورودیش تنظیم میکنم و با نفس های نامنظم به ارومی واردش میکنم...
وقتی عضومو کامل وارد سوراخ تنگش کردم ناله بلندی داخل پشتی میکنه...کمر باریکشو بین دوتا دستام میگیرم و شروع به حرکت میکنم که جیغی میکشه و سعی میکنه بدنشو تکون بده اما کمرشو محکم میگیرم و محکم تر از قبل شروع به کوبیدن میکنم...چون محض رضای خدا باسن پنبه ایی جیمین چیزی نبود که بشه ازش گذشت

ویو جیمین

ناله خفه ایی میکنم و دستمو روی ملحفه تخت مشت میکنم و از دردی که توی پایین تنه ام میپیچه قطره اشکی از چشمام روی پشتی میوفته
_جون...جونگکوک..درد..درد داره..اهههه
سرشو از پشت به لاله گوشم نزدیک میکنه و بعد از مکیدن لاله گوشم دستشو روی گودی کمرم نوازش وار میکشه و با صدای بمش کنار گوشم میگه
_متاسفم عزیزدلم...اما نمیتونم از سوراخ تنگت بگذرم پس اجازه میدی کاری کنم تا تو هم ازش لذت ببری؟
با شنیدن لحن مهربون اما سلطه گرش به ارومی باسنمو تکون میدم که بوسه ایی پشت گردنم میزنه و با حرکت جونگکوک و برخورد سر عضوش به نقطه حساسم ناله بلندی میکنم و چشمامو میبندم و پاهام شروع به لرزیدن میکنه 

ویو جونگکوک

با دیدن واکنشش نیشخندی میزنم و محکم به همون نقطه ضربه میزنم و دستمو به زیر شکمش میبرم و در حین ضربه زدن به ارومی زیر شکمشو نوازش میکنم...بعد از چند دقیقه با لرزش بیش از حد بدنش و منقبض شدن سوراخ تنگش دور عضوم سرعتمو بیشتر میکنم و درحالی که صدای ناله جیمین بلند تر شده بود کاممو با فشار داخل سوراخ مقعدش خالی میکنم و با سستی چند ضربه دیگه میزنم و با ناله کوتاهی به ارومی ازش خارج میشم

ویو جیمین

با جهش کامش به داخل مقعدم ناله بلندی میکنم و همزمان کامم با جهش کوتاهیی شکمو تختو کثیف میکنه..

ویو جونگکوک

بدنشو به سمت خودم برمیگردونم و بوسه ایی روی پیشونی عرق کردش میزنم که چشماشو به ارومی باز میکنه
گوشه چشمشو میبوسم و با صدای آرومی میگم
_بهم بگو...بهم بگو که بهترین تجربه عمرت بوده

ویو جیمین

لبخند کوتاهی میزنم و با بوسیدن لبش مثل خودش به ارومی میگم
_بوده...
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀

سلام قشنگای من 💜
این دو پارت تقدیم نگاهای قشنگتون
متاسفانه من این دوپارتو خیلی زودتر از این حرفا میخواستم بزارم اما یه مدته فیلتر شکنام بالا نمیومد و با اینکه تلاش کردم که بتونم فیلتر شکن دیگه ایی وصل کنم نشد...باز هم متاسفم اما امیدوارم از خوندنش لذت ببرین..اگه جاییشو بد نوشتم یا غلط املایی داشتم معذرت میخوام چون اولین فیکمه و امیدوارم بتونم به قشنگی فیکمو به پایان برسونم...ووت و کامنت یادتون نره دوستون دارم بوس بهتون

Kookmin (my half brother)2Tempat di mana cerita hidup. Terokai sekarang