(تهیونگ)باید قبل از بیدار شدن جیمین به فرودگاه میرسیدن یکی از خوبی های پلیس بودن ، دادن چند تا وعده به جعل کننده های اسناد به خاطر تخفیف گرفتن تو مجازاتشون برای گرفتن مشخصات و شناسنامه های جدید برای گرفتن دو تا بلیط هواپیما برای ادم های جدید به مقصد توکیو بود .
کیم مینسوک و کیم مینجین ، اسم های جدید برای تهیونگ و جیمین ، تهیونگی که قراره از پسر عموی بیمارش مراقبت کنه و اون ها قراره از این به بعد برای همیشه تو توکیو زندگی کنن .
تغییر قیافه ی خودش و جیمین به حدی موثر بود که حتی نگهبان های فرودگاه که از دوست های خودش بودن هم متوجه اون ها نشن !
چک شدن مدارک ، تحویل دادن چمدون ها ، بازرسیه بدنی همه و همه به درستی تموم شده بودن .
جیمین و تهیونگ حالا تو هواپیمای سئول به مقصد توکیو بودن ...
تهیونگ نفس عمیقی کشید ، استرس و ترس زیادش با بلند شدن هواپیما از بین رفت
چشم هاش رو بست و تصمیم گرفت مثل جیمین کمی به خودش استراحت بده و چند دقیقه بخوابه
اما اینده چی ؟
جئون جانگ کوک قراره چیکار کنه ؟
وقتی بفهمه دیگه وونهویی درکار نیست قراره چیکار بکنه ؟
این بازی تازه الان شروع شده و به این زودی ها قرار نیست تموم بشه ...
(تهیونگ)
داروی بیهوشی خیلی خوب اثر کرده بود .
انتظار داشتم حداقل وقتی رسیدیم توکیو بهوش بیاد اما انگار همه چیز داره خیلی خوب پیش میره .
جیمین رو روی ویلچر گذاشتم و با هم از هواپیما خارج شدیم .
داخل محوطه ی فرودگاه منتظر موندم
+قربان ؟
سرم رو برگردوندم و صاحب صدا رو دیدم
لی مین جائه ، زندانی فراری ...
البته که فرارش بخاطر من بود ، من بهش نیاز داشتم یعنی ما بهش نیاز داشتیم
-هومم ... به موقع اومدی !
+ماشین بیرون پارک شده و کارت اعتباری ، سوییچ و مدارک لازمه داخل ماشین هست .
هتل از قبل براتون رزرو شده پس نگران هیچ چیزی نباشید . پول نقد و اسلحه ای که خواسته بودید داخل یه ساک مشکی تو کمد اتاقتونه .
-ازت ممنونم
خداحافظی کوتاهی کردم و ویلچر رو به سمت ماشین هدایت کردم .

CZYTASZ
ETERNITY | JIKOOK FF
Fanfictionابدیت ... وقتی بهش فکر میکنی خیلی دور و دست نیافتنی بنظر میاد اما بنظر من ابدیت ، بی نهایت نیست . ابدیت یه باهم بودن از جنس واقعیت و لمس خوشحالی توی نگاهته و قسم به خداوندگار ماه ، تو برای من همون بی نهایتی هستی که دنیایی دوستش دارم ... تو کسی بودی...