part 8

253 47 4
                                    


(تهیونگ)

باید قبل از بیدار شدن جیمین به فرودگاه میرسیدن یکی از خوبی های پلیس بودن ، دادن چند تا وعده به جعل کننده های اسناد به خاطر تخفیف گرفتن تو مجازاتشون برای گرفتن مشخصات و شناسنامه های جدید برای گرفتن دو تا بلیط هواپیما برای ادم های جدید به مقصد توکیو بود .

کیم مینسوک و کیم مینجین ، اسم های جدید برای تهیونگ و جیمین ، تهیونگی که قراره از پسر عموی بیمارش مراقبت کنه و اون ها قراره از این به بعد برای همیشه تو توکیو زندگی کنن .

تغییر قیافه ی خودش و جیمین به حدی موثر بود که حتی نگهبان های فرودگاه که از دوست های خودش بودن هم متوجه اون ها نشن !

چک شدن مدارک ، تحویل دادن چمدون ها ، بازرسیه بدنی همه و همه به درستی تموم شده بودن .

جیمین و تهیونگ حالا تو هواپیمای سئول به مقصد توکیو بودن ...

تهیونگ نفس عمیقی کشید ، استرس و ترس زیادش با بلند شدن هواپیما از بین رفت

چشم هاش رو بست و تصمیم گرفت مثل جیمین کمی به خودش استراحت بده و چند دقیقه بخوابه


اما اینده چی ؟

جئون جانگ کوک قراره چیکار کنه ؟

وقتی بفهمه دیگه وونهویی درکار نیست قراره چیکار بکنه ؟

این بازی تازه الان شروع شده و به این زودی ها قرار نیست تموم بشه ...


(تهیونگ)

داروی بیهوشی خیلی خوب اثر کرده بود .

انتظار داشتم حداقل وقتی رسیدیم توکیو بهوش بیاد اما انگار همه چیز داره خیلی خوب پیش میره .

جیمین رو روی ویلچر گذاشتم و با هم از هواپیما خارج شدیم .

داخل محوطه ی فرودگاه منتظر موندم

+قربان ؟

سرم رو برگردوندم و صاحب صدا رو دیدم

لی مین جائه ، زندانی فراری ...

البته که فرارش بخاطر من بود ، من بهش نیاز داشتم یعنی ما بهش نیاز داشتیم

-هومم ... به موقع اومدی !

+ماشین بیرون پارک شده و کارت اعتباری ، سوییچ و مدارک لازمه داخل ماشین هست .

هتل از قبل براتون رزرو شده پس نگران هیچ چیزی نباشید . پول نقد و اسلحه ای که خواسته بودید داخل یه ساک مشکی تو کمد اتاقتونه .

-ازت ممنونم

خداحافظی کوتاهی کردم و ویلچر رو به سمت ماشین هدایت کردم .

ETERNITY | JIKOOK FFOpowieści tętniące życiem. Odkryj je teraz